تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
گويند چنانچه آن را مدتى شناور رها كنند با
CaCo 3
موجود در هوا تركيب مىشود و نوره‌ى مرده بدست مىآيد كه همه ويژگىهاى خود را از دست داده است . ( ذ : آهك مرده براى زدودن مو به همراه زرنيخ و اندكى خاكستر به كار مىرود . حلاق الشعر ، واجبى ، حنا زرد ، طين ، دارو ، تنوير ، دوا نيز مىگويند . آن را به جهت روشن و سپيد كردن تن چنين مىنامند . ( برهان ) )

نيلنج

Indigofera Tinctoria Linn True indigo : ( Nilanj )
مردم به اشتباه آن را نيلج گويند در « معجم الوسيط » گفته شده رنگ آبى برگرفته از گياه نيل كه در مصر نيله خوانده مىشود ، آن را هنگام خالكوبى به كار مىبرند تا آن كه سبز رنگ مىشود . نيلنج رنگ دانه پودرشده‌ى نرمى است كه از افشره‌ى برگ‌هاى نيل پس از خشك كردن آنها بدست مىآيد . آبى تندى مىباشد . انگشتان را رنگ مىكند ، به گونه‌اى كه به سادگى از آن نمىتوان رهايى يافت . رنگرزان براى رنگ كردن پوشاك به كار مىبردند . ( ذ : گياهى كه افشره‌ى آن نيل ، نيله ، نيلج گويند از تيره‌ى پروانه‌واران به پارسى وسمه و رنگ به تازى كتم ، سدوس گويند برگ نيل را با آب گرم بشويند ، كبودگى و تيرگى را بزدايد ، آب را مدتى نگاهدارند تا همچون گل ته‌نشين شود پس آب را مىريزند و نيله را خشك مىكنند كه داروى سردكننده و جلوگيرىكننده از همه آماس‌هاست . ( منتهى الارب ) )

نيلوفر

Nymphueaalba linn Waterlily : ( Nilofar )
واژه تازى شده به معنى دارنده‌ى بال‌هاى آبى در گذشته « بشنين » و در مصر « عرائس النيل » يا « لوتس » . گياهى چند ساله ، بىساقه در مرداب‌ها و بركه‌ها روى آب‌هاى نيمه ايستاده مىرويد ريشه‌ى پوسته‌اى ، خزنده اسفنجى پرشاخه با الياف ريشه‌اى و برگ‌هاى بزرگ گرد يا همچون دل ، گوشه‌ى فرورفته دارد و بر روى آب قرار مىگيرد . گل‌هاى بزرگ زيبا سپيد يا زرد يا آبى يا صورتى با ميوه‌اى پرگوشت به مانند سيب دارد . ( ذ : نيلوفر آبى از تيره‌ى نيلوفرهاى آبى نزديك به تيره آلاله‌هاست گياهى زينتى و چنانچه در درمان به كار رود كار بند آوردن را داراست و دانه‌هاى آن براى جلوگيرى از افزايش نيروى جنسى به كار مىرود . نيلوفر فرنگى ، نيلوفر صحرايى ، نيلوفر پيچ هندى ، نيلوفر باغى ، نيلوفر هندى ، نيلوفر سپيد ، نيلوفر بزرگ تقسيم‌بندى آن است . ( دهخدا )