سال پس از آن ، همهى بينايى خود را از دست داد « 1 » . از نابينايى خود بيش از اندازه ناآرام و بىتاب شد پس خود را از روبرو شدن با مردم دور نمود و در خانه به گوشهنشينى پرداخت و به كسى اجازه ديدار نمىداد مگر برگزيدگانى از دانشجويان و برخى دوستان يكدست و نزديك .
البته بايد گفته شود ، پيش از اين تاريخ او به زادگاه خود رى بازگشته و گوشهنشينى را برگزيده بود . بر پايهى ديدگاه « بيرونى » هنگامى كه در پيشگفتار رساله خود « رسالة فى فهرست كتب الرازى » يادآورى مىكند : مرگ او در پنجم شعبان بسان 313 ه . ق در رى بوده است . . . . ]
با اين همه تاريخنگاران در سال مرگ او ديدگاههايى متفاوت دارند برخى از ايشان مرگ او را پيش از اين تاريخ و گروهى ديگر پس از آن مىدانند . خداوند رازى بيآمرزد را كه ابن ابى اصيبعه در ستايشاش او را جالينوس عرب خوانده است .
هامش
( 1 ) . نديم در كتاب خود فهرست ص . 299 باد مىكند و مىگويد : رازى به جهت خوردن بسيار باقلى كور شد هرچند اين گفته نشانهى درستى ندارد .