شناخت گاه ماندن بيمارىها :
كوتاه بودن گاه بيمارى ، از اندازهى سخت و آزاردهندگى آن دانسته مىشود . همه بيماريهاى سخت آزاردهنده و نيشزن نمىتوانند به درازا كشيده شوند . چون يا به زودى مىميراند و يا طبيعت با آمدن بحران آن را رد مىكند . بر اين سخن بايد تكيه نمود و آن را باور داشت ، بيمارى سخت و آزاردهنده نمىتواند به درازا كشيده شود ولى مىتواند همچون تب روزانه ( يوم ) اندكى آزاردهنده باشد و به درازا نيز كشيده نشود .
آب و هوا و سرزمين گرم و خوراك كم و تن شل و سست و كمگوشت كه پوست گستره دارد و هيچگونه انباشتگى در تن نداشته و هرچه تن را گرم مىسازد همه كمك كننده براى كوتاه شدن بيمارى هستند . هرچه ز آنسوى اين نشانهها باشد به مانند بالا بودن تب و نيرومندى پيآمدهاى بيمارى ، نشانهى به درازا كشيده شدن بيمارى خواهد بود . همچنين پيوسته بودن بيمارى نشاندهندهى كوتاهى بيمارى است . پايين بودن دما و سبكى نشانهها و پختگى بيمارى آشكار شود و تب روزانه ديده نشود نمايشگر به درازا كشيده شدن بيمارى است .
افزايش يافتن نوبهى تبها نمايشگر كوتاه بودن بيمارى است و همچنين اگر در نوبهى دوم نسبت به نوبه اول دما بالاتر رود و نشانهها نيرومندتر باشند ، نمايشگر كوتاه بودن بيمارى خواهد بود و اگر كمتر و يا به مانند اولى باشد نشاندهندهى به درازا كشيده شدن بيمارى خواهد بود . گونهى تب نمايشدهندهى مدت زمان آن مىباشد . تبهاى روزانه در يك تا چهار روز به پايان مىرسد .
تب غب ناب از چهارده روز بيشتر نمىگذرد و آن بيشتر در يك هفته يا كمتر و يا كمى بيشتر به پايان مىرسد . ولى گونهى ناخالص آن به ويژه كه نشانههاى آن با تب بلغمى درآميزد بر پايهى اندازهى آميختن بلغم گاهى تا يك فصل سال پايدار مىماند .
پس تبى بد و ناخوشايند است ، چون با سختى كه دارد به دشوارى پختگى آن بدست مىآيد و تباهى اندامهاى درونى را در پى دارد . همه تبهاى لازم « 1 » ( پيوسته ) كوتاهتر از
هامش
( 1 ) . حمى اللازمه : متن -Continued fever ; attendant fever