تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
هنگام مىباشند و گاهى گاه اين دوره‌ها از هم دوراند و نظم دوره‌ها را بهم مىريزند و نشانه‌هاى آنها هم درهم مىآميزد كه يك پزشك كارآزموده توان شناخت تك‌تك نشانه‌هاى هركدام را دارا مىباشد و ديگران ناآزموده نمىتوانند به آن دست يابند . ازاين‌رو شايسته است شناخت هرگونه‌اى از تب‌ها ، نه تنها با شناخت آغاز دورهاى آن ، بلكه بررسى نشانه‌هاى ويژه‌ى هركدام باشد . انتظار ما از تب غب اين است كه نوبت هر روز باشد ، چنانچه اين توجه تنها به نظم دورهاى آنها باشد پس بايد آن تب بلغمى باشد . اگر درمان را تنها با اين سنجش ، گزينش كرده باشيد بيمار را به كشتن خواهيد داد . ازاين‌رو شايسته است براى شناخت هرگونه‌اى از تب به نشانه‌هاى ويژه هركدام آنها دست يافت ، نه به نظم دوره‌ى نوبه آنها توجه نمود و درمان نيز بر پايه‌ى سختى و سادگى و يكى بودن و يا چند تب در هم آميخته بودن قرار مىگيرد و در صورتى كه نشانه‌هاى ديگر ز آن‌سوى آن را ياد كند ، نبايد توجهى به نظم دوره‌ى آنها نمود . اگر كسى گرفتار تب غب شود چون هر روز تب مىكند درست نيست او را به مانند دارنده‌ى تب بلغمى درمان كنند كه بايد او را با درمان تب غب درمان نمايند . همچنين با افزايش تب براى آن كه درمان كارسازتر گردد بايد بر چگونگى درمان بيفزايند . اگر كسى روز به روز تب كند و در او نشانه‌هاى ويژه تب غب به صورت پايدار و ناب نباشد ، بلكه سست و ناهماهنگ باشد نياز نيست تنها درمان تب غب ناب را درباره او انجام داد ، بلكه بايد درمان آميخته‌اى از آنها در راستاى آن باشد كه نشانه‌ها به چه گونه‌اى از تب‌ها بيشتر گرايش دارند . بهتر است درمان تب‌هاى چندتايى و درهم آميخته بر پايه‌ى درمان تكىهاى هركدام انجام پذيرد . درهم آميختگى دو درمان بايد بر پايه‌ى آميختگى دو تب باشد و چه‌بسا نياز پيدا مىكنيم كه يكى را كه خطر بالاترى دارد پايه‌ى درمان قرار دهيم . نمونه‌ى آن : مىگويم : كسى گرفتار تب ربع شده و در همين هنگام به تب ديگرى از آماس جگر يا شكمبه يا در برخى از اندام‌هاى دستگاه تنفس نيز دچار مىشود . نزد من