و شكمخواره باشد ، انجام دهيد . ولى اگر بيمار لاغر و خشكآميزه باشد با روانكنندههاى تلخآبى و انجام ديگر روشهاى درمانى تب ربع ، درمان او را پيگيرى نماييد .
ولى تبهاى درهمآميخته كه دورههاى آنها نگاهداشته نشده يا از آماس در برخى اندامها به ويژه گردهها پديدآمده و يا از تبى است كه مىخواهد به تب ربع تبديل شود و تفاوت ميان گونهى نخستين آنها كه با درد در يكى از اندامها آغاز مىشود و يا با كاركرد آن اندام آسيبديده ، بوجود مىآيد . در حالى كه در گونهى دومى چيزى از اينها ديده نمىشود .
درمان آنها فرق دارد در درمان گونهى نخست توجه به درمان آن اندام است كه انجام درمان آن بايد با توجه به يادكرد ما در بخش ويژهى آن باشد . ولى در گونهى دومى تهىسازى و فرونشاندن تب است ، تا از سوختن كامل آميختگىها ( خلط ) جلوگيرى شود .
تب پيوسته « 1 » ( دايمى ) :
اگر تب غب و ربع و نوبهاى هرروزه شوند و از ميان نروند بلكه پيوسته شوند و در هنگام نوبه خود افزايش و سپس كاهش يابند و پيوسته همراه تن بوده تا اينكه از تن بروند و دوباره در هنگام نوبهى خود افزايش يابند ، اينگونه تبها ، تب هميشگى خوانده مىشود و نشانههاى اين تب همان نشانهى تبهاى ديگرست . جز اينكه اين تب با لرز آغاز نمىشود و در آن لرز متداول نيست مگر در هنگام فروكش كردن آن ولى آميختگىها همان هستند و تنها از نظر چندايى بيشترند و از نظر چگونگى بدتر و با خطر بالاتر مىباشند و شايسته است كه با همان درمان تبها درمان گردند و جز اينكه بر آن بيشتر پافشارى نمايند و به نيروزايى تبدار توجه نمايند و پشتكار را در درمان بيشتر كنند .
تبى كه در آن يك دم گرما و يك دم سرما آشكار مىشود :
هنگامى كه در تبهاى محرقه ( سوزان ) سياهى زبان و بزرگى تنفس و تشنگى بسيار و رنجورى بيشتر باشد و تن بسيار سرد شود ، كه نشانهى بسيار بدى نيست و گرماى پديدآمده در آن از آماس درون بدست آمده ، ولى دما در بخش بيرونى بدن افزايش
هامش
( 1 ) . حمى دائمه : متن -continued fever