نيابد و بيرون تن سرد باشد و با اين همه در درون بيمار خستگى و كوفتگى و تب و كشيدگى و خميازه كشيدن و افزايش نبض و تنفس و بالا رفتن دما احساس مىنمايد . با اين همه دما خيلى بالا نيست و آزار بسيار ندارد ولى اين تب در نوبههايى چند بچرخد .
درمان بيمار را بر پايهى درمان تب بلغمى بايد گذارد .
اگر بيرون تن به مانند يك تبدار ، گرم باشد و نبض تند و تنفس بزرگ و تشنگى نباشد ولى بيمار در درون خود گرماى تب را احساس نكند بلكه احساس سردى و گرمى و كوفتگى در سطح بيرونى اندامها پيدا شود ، اين از گروه تبهاى محرقه ( سوزان ) نمىباشد بلكه پايان بيمارى و هنگام فروافتادن نيرو مىباشد كه در نوبههاى خود در بيمار مىچرخد . پس سكنجبين و جلنجبين ( گل انگبين ) شكرى را پيوسته به دو بنوشانيد و با سركه و روغن زيتون پرورده شده با روغن بادام او را تغذيه كنيد و او را هر روز به گرمابه ببريد تا اندكى عرق نمايد و بر او آب بسيار داغ بريزيد . اگر بسنده نشد پختهى هليله را بعنوان روانكننده به كار ببريد . سپس همين روش را دوباره انجام دهيد اگر بيمار لرز به همراه برافروختگى و تنفس گرم و همراه لرز و احساس گرما و سپس سرما ، و باز به تندى احساس گرما كرد به او هليلهى زرد و سياه و تربد و شكر بدهيد . روزانه دو نيمه از قرص گل سرخ كوچك و قرص تباشير هر روز با يك مثقال سكنجبين و آب انار پيوسته به دو بخورانيد .
قرص گل سرخ كوچك :
گل سرخ ساييده ده درم و سنبل الطيب يك درم و افشرهى جوشاندهى شيرينبيان يك درم و تخم خيار و تخم كاسنى از هركدام دو درم ، قرصى بسازنند تا بيمار آن را با نوشابهى گلاب بنوشد .
قرص تباشير :
تباشير ده درم و گل سرخ سه درم و تخم كاهو و تخم خيار و تخم كدو از هركدام دو درم و نشاسته و كتيرا از هركدام نيم درم و افشرهى جوشاندهى شيرينبيان و ترنجبين پنج درم با لعاب تخم اسفرزه خمير شود و از آن قرصى درست گردد .
تب لرزى كه داغ نمىكند :
هرگاه در كسى دورههاى لرز بىداغى ، به چرخش درآيد و در هر دور تن بىآنكه