تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
اين تب بيشتر در نوجوانانى كه تنى شاداب و كسانى كه در خوردن گوشت و شراب و شيرينى پرخورى مىكنند ، پديد مىآيد . گاه آن بيشتر در زمستان و بهار است . هنگامى كه به تن ايشان دست زده مىشود ، پوست تن ايشان به مانند كسى است كه تازه از گرمابه بيرون آمده و يا آب داغ بسيار بر او ريخته باشند كه گرم با نبضى بزرگ و پى در پى و پيشآب سرخ پررنگ است . اگر به همه‌ى اين نشانه‌ها يا بيشتر آنها در تبى برخورد كرديد ، به رگ زدن بيمار بپردازيد و از او خون بسيار بگيريد كه سبب مىشود داغى تب فروكش كند . اگر درمان بيمارى دنبال نشود ، به‌گونه‌اى سخت مىگردد كه زبان بيمار سياه مىشود و نشانه‌هاى تب محرقه ( سوزاننده ) آشكار مىگردد پس بايد درمان را به همان گونه كه ياد كرديم پيگيرى نماييد . جز اينكه بهتر است در اين تب داروهايى كه بيشتر از ساخت خون جلوگيرى مىكند چون افشره‌ى جوشانده‌ى ترنج ترش و ريواس و غوره و سركه و انار به كار برود و درمان نيز در راستاى بهبودى نرمجويانه‌ى بيمار پيگيرى شود . بيشتر به كاهش دادن خوراك او توجه گردد . بهتر است در آغاز بيمارى به درمان او با خون‌گيرى و دادن آب خنك و قرص كافور روى آورند . اگر نياز داشت با آب آلو و تمر هندى و شكر يا آب انار كوبيده‌ى شده و گوشت انار به همراه شكر شكم او را روان كنند و چنانچه از تب رها شد وى را از خوردن گوشت و شراب و شيرينى تا بدست آوردن تندرستى و بهبودى فراگير ، بازدارند . اين تب نيز پيوسته بىآنكه نوبه‌اى باشد ، مىآيد . از تب غب ( نوبه‌اى ) سخت‌تر نمىگردد و همچنين آتشين بودن و برافروختگى و سختى كه در تب محرقه است ، آن ندارد . ولى اگر در آغاز پديد آمدن ، درمان نگردد به تب محرقه تبديل مىشود . و سه گونه مىباشد : 1 - گونه‌اى كه از آغاز پيدايش ، پيوسته بسوى سخت‌تر شدن مىرود تا بيمار را از پاى درآورد يا آنكه زمان بحران آن فرارسد . 2 - گونه‌اى كه به يك حالت پايدار مىماند . 3 - گونه‌اى كه به كم‌كم كاهش مىيابد . در ميان اين سه گونه ، بيشترين نياز به بيرون راندن خون در گونه‌ى فزاينده‌ى آن