ديده مىشود سپس گونهاى است كه در آن بيمارى پايدار مىماند و پس از آن گونهاى است كه بيماريى در آن كاهش يابنده است و اينگونه نيز نياز به خونگيرى دارد . ولى خونگيرى از بيمار در هر دو گونهى نخست بايد بيشتر باشد ، به ويژه در گونهى فزايندهى آن .
تب نوبهاى كه روزانه باشد به آن تب بلغمى « 1 » گويند :
اين تب ، با لرز و سردى بسيار در پشت و انگشتان آغاز شود و تا هنگامى كه سرما در تن ماندگار است به درازا مىكشد و گرماى آن سخت مىشود و به مانند تب غب ( نوبهاى ) گرما و برافروختگى آن به تندى بالا نمىرود . بلكه داغى تن به سختى و در مدتى دراز طول افزايش مىيابد . چهبسا داغ شود سپس سرد گردد و پس از آن دوباره داغ شود و اين كار چندين بار انجام گيرد تا داغى پس از مدتى يكسان همه تن را فراگيرد . هنگامى كه داغى در تن چيره شد و يكسان همهى تن را فراگرفت ديگر خيلى نيرومند و بسيار ( داغ ) نمىباشد . با دست زدن به تن بيمار آن داغى آتشين و آزار دهندهاى كه در تب غب ( نوبهاى ) و محرقه ( سوزاننده ) ديده مىشود ، در اين تب ديده نمىشود . به همراه آن تشنگى و ناجور شدن و افزايش تنفس نمىباشد . اگر به همراه آن بالا آوردن و شكمروش باشد بيشتر آميختگى ، سپيد بلغم ناب و با آن اندكى زردآب است و چهره برافروخته است ولى تن سست مىباشد و اشتها و نبض در اين تب كاهش مىيابد البته اين كاهش از نظر بزرگى و سرعت و پياپى بودن بسيار كمتر از تب غب خواهد بود تا جايى كه مىتوان گفت كه خيلى كوچك و كند و خيلى نسبت به آن متفاوت است .
با اين همه ، گونههاى بسيار دارد . بيشتر فراگير كودكان و زنان و اختهشدگان و دارندگان تن سرد و نمور و كسانى كه بسيار مىخورند و كمتر بيرون مىدهند و كمتر ورزش مىكنند به ويژه در هنگام سرد و نمور بودن آب و هوا و در سرزمينهاى سرد و نمور مىباشد . به همراه آن پيشآب سپيد آبكى يا سرخ تيره است و شفاف نمىباشد .
بيشتر آغاز تب با حالت نخست است و پس از آن به حالت دوم تبديل مىشود و آمدن
هامش
( 1 ) . حمى البلغميه : متن - تب بلغمىphlegmatic fever