در برابر ايشان مىشكافند تا آن را ببويند و سپس جوجه را بجوند تنها آب آن را بمكند و مانده را دور بيندازند و اگر خيلى ناتوان شده باشند . گروهى از ايشان كه اندكى نيرومندترند براى ايشان جوجه را با آب و نمك بايد بپزند و سپس سينه جوجه را با گوشتكوب بكوبند و بفشرند و با گشنيز و اندكى دارچين خوشمزهتر كنند و بر آن شراب و نان خشك بيافزايند و اندكاندك به او بخورانند .
يكى از فرزانگان پزشكى مرا آگاه كرد كه مردى و چندين كودك را ديده است كه از تب دق به اين حالت رسيده بودند و بدين ترتيب بهبود يافتند ولى من چنين موردى را نديدم و گمان نمىبرم كه همچنين موردى بتواند باشد به ويژه اگر سن كودكى را نيز گذرانيده باشند .
قرص كافور :
سردكنندهى دل و جگرست براى تب دق سوزاننده خوب است . گل سرخ آرد شده ده درم ، تباشير سپيد پاككننده پنج درم ، تخم كاهو نه درم ، تخم خرفه شش درم ، تخم كاسنى دو درم تخم خيار چنبر پنج درم ، تخم كدو حلوايى چهار درم ، افشرهى شيرينبيان سه درم و ترنجبين ده درم و كافور نيم مثقال با لعاب تخم اسفرزه را بايد بيآميزند و قرصى به اندازهى دو درم از آن بسازند سپس به بيمار دهند .
گزارهى پودرى براى بيماران تب دق و گرفتار شكمروش :
گل سرخ آرد شده پنج درم و تباشير پنج درم و گل ارمنى دو درم و صمغ عربى دو درم ، افشرهى سماق و افشرهى زرشك و تخم ترشك پوستكنده از هركدام سه درم و گلنار يك و نيم درم و مقل مكى يك و نيم درم گشنيز را در سركه خيسانده و سپس جوشانده دو درم آن را گرد مىآورند و در بامداد و شامگاه به بيمار مىدهند . همچنين افشرهى جوشاندهى به و آب انار يا آب ريواس ساده را هم مىتوان به بيمار داد .
تب يك روز در ميان كه پزشكان آن را تب « 1 » غب گويند :
آغاز اين تب با لرز و درد نيش زننده با سردى كم همراه است و اين به مانند سوزن سوزن تن هنگام كرختى مىباشد ولى مدت لرز به درازا كشيده نمىشود و به زودى دماى تن بالا مىرود و اگر به تن بيمار دست بزنيد احساس سوزش گرمى بدست مىآوريد و
هامش
( 1 ) . حمى الغب : متن - تب نوبهTertian fever