طرفه « 1 » ( لكه خون در چشم ) :
اگر لكهاى سرخ رنگ در اثر ضربه يا آسيب يا مانند آنها در چشم پديد آيد ، به آن طرفه مىگويند . پس از فرونشستن برانگيختگى چشم آن لكه نياز به زدودن دارد . از اين رو زرنيخ سرخ ، كندر ، مر و اشق را به يك اندازه برمىگيرند مرهم چشمى مىسازند و در آب كزبره گشنيز آب مىكنند و در چشم مىچكانند . ولى اگر دردى استوار در آنجا باشد ، تخممرغى را با روغن گل سرخ هم مىزنند و با پنبهاى بر چشم مىگذارند .
اشك ريزش چشم :
اگر گوشهى چشم هميشه نمور و چشم خيس باشد . بايد آبتنى پيوسته در بامدادان و سرمه كشيدن به چشم به كار رود .
گزارهى سرمهى كاهش اشك ريزش :
توتيا ده درم ، بسد و هليلهى زرد خرد شده و صبرا از هركدام دو درم ، فلفل نيم درم را مىكوبند و سرمه چشم مىكنند .
كاهش ديد :
اگر به همراه تارى ديد ، چيرگى « ترى » هم باشد و در هنگام گرسنگى و ورزش اندكاندك چشم روشن شود ، به وى چندين خوراك پىدرپى « قوقايا » بخوران و برنامه خوراكى او را به سوى خوراكىهاى خشككننده بگراى و او را وادار به بالا آوردن كن و همواره سرمههاى خشككننده براى او به كار ببر . اگر به همراه آن خشكى ( پوست ) در تن باشد دامنهى خوراكى بيمار را بگستران و وى را وادار به نوشيدن و ريختن آب ولرم بر سر و فروكردن سر در آن و آبتنى بىآنكه در آن بسيار عرق كند بنماى ، چند قطره روغن بادام شيرين در بينى و همچنين در گوش بچكان . اندكاندك در چشم او شير مادران دختر شيرده بچكان و همواره آن را انجام بده . اين گونهاى از كاهش ديد است كه در هنگام گرسنگى و تهى بودن شكم افزايش مىيابد .
سرمهاى كه بينايى را مىافزايد :
بيست و دو درم توتيا خيسانده و خشك كرده را با افشرهى مرزنگوش تازه برمىگيرند و يك شب كنار مىگذارند سپس آن را مىپالايند و
هامش
( 1 ) . طرفه :Ecchymosis in the eye ; Blood spot in the eyeن . ك نمايه بيمارىها