با آب هليله شكم را نرم كنيد . اگر به همراه سرگيجه سرخى رو و گرمى ( پوست ) نباشد ، ببينيد آيا دلآشوبى و پريشانى دارد ؟ پس نخست بالا آورد و سپس داروى قوقايا بخورد و از خوراكىهاى سردىزا بپرهيزد . اگر به همراه آن پريشانى و دلآشوبى و نيز نشانههاى گرمى نباشد . شكم را با قوقايا روان كنيد و خوراكىهاى سرد نخورد و با بيرونكشندههاى بلغم ، دهانشويه نمايد و داروهاى گرمكنندهى سر در بينى بچكانيد .
سرسام « 1 » :
اگر آدمى گرفتار تب مطبقه ( فراگير ) و تب پيوسته با سنگينى سر و چشم و سرخى تندرو و سردرد و روشنايى گريزى و نبض تند و بسيار پىدرپى شد ، همهى آنها نشانههاى سرسام هستند .
اگر زبان سياه و زرد شود و پريشانى خرد و افزايش ياوهگويى و بىخوابى پيش آيد نشانهى ديگر فراگير شدن سرسام مىباشد . بهتر است پيش از آنكه پايان اين نشانهها برسد ، درمان بيمار را با خونگيرى و نرم كردن شكم با آب ميوهها دنبال كنيد و خوراك وى را تنها به آبجو بگذاريد و آن يك يا دو بار در روز داد به آن نيز به اندازهى عادتى كه در هنگام تندرستى دارد . همچنين بر سرش سركهى نارس و روغن گل سرخ بريزيد .
اگر بيخوابى او افزايش يابد ، بايد بنفشه خشك شده و پوست خشخاش و جو پوستكنده و تخم كاهو را با ريشهى لفاح بگيرند و مشتى از آن را در قمقمه آبى بپزند تا آب آن سرخ رنگ شود ، سپس او را بايد در تشتى با آب ولرم بنشانند . با آفتابهاى همين دارو را هر روز و چندين بار روى سر او بريزند . سر او را در روغن بنفشهاى كه با شير آميخته ، فروكنند . همچنين بخشى از آن را نيز بخورند سپس سر را بالا نگه دارند . هرگاه درمان بيمار بهگونهاى پيگيرى شود كه نيروى بيمار استوار بماند بايد از وى خون بگيرند مگر آنكه بيمارى سبك شده ، و اگر نيروى فرو او افتاده ديگر روشها را بايد پى بگيرند تا بهبود يابد .
هامش
( 1 ) . سرسام :cerebritisوmeningitisوencephalitisن . ك نمايه بيمارىها