شود . ولى آن تودهاى كه پوشش ندارد بيرون آورده نمىشود و درمان آن تنها درمان يك زخم معمولى مىباشد .
توده گوشتى « 1 »
گاهى در برخى جاهاى تن تودههايى به اندازهى يك فندق و يا اندكى كوچكتر و يا بزرگتر همچون سلع بيرون مىزند كه بيشتر در پشت كف دست و يا جاهاى عرقكننده پديد مىآيد . اگر بر آن توده فشارى سخت بيآوريد يا آن را روغنمالى كنيد آن توده پراكنده شده و از ديده نهان مىشود ، ولى گاهى دوباره برمىگردد و شايد هرگز بازگشتى هم نداشته باشد . بهر حال بهتر است آن را فشرد و رويش مرهم زده شود ، تا آن كه آب درون آن بيرون آيد « 2 » و با پوست يكنواخت گردد اگر تكه سرب ( اسرب ) « 3 » را برگيريد و روى آن بنهيد و سه روز آن را خوب ببنديد و بر آن روغنهاى شكستهبندى گذاشته و ببنديد ، براى درمان آن سودمند است . اگر محتويات آن خوب بيرون آمده باشد و آنگاه بسته شود دوباره باز نمىگردد . همچنين اگر بسته نشود ، دوباره باز مىگردد .
نمله « 4 » :
گاهى در جاهايى از تن آماسى كوچك و جوشهاى ريز پديد مىآيد كه همراه با خارش و سوزش و گرماى بالاى در هنگام دستمالش مىباشد كه به تندى سر باز مىكند . اگر سر باز كرد رو به افزون شدن و گسترش يافتن مىگذارد كه بهتر است به روانكنندههاى زردآب روى آوريد و از داروهايى كه زردآب را مىراند هليلهى زرد و سمقونيا و آب ميوهها مىباشد روى جاى كورك سر باز كرده را مرهمى كه در بخش آماس گرم گزاره كردهايم ، بگذاريد . يا روى جوش مرهم سفيدآب نهيد و اگر سر باز
هامش
( 1 ) . عقد الغددية : گرههاى لنفاوى ، گانگليون ، ندولKnot ; node ; ganglion( 2 ) . قدح : ن . ك نمايه واژگان
( 3 ) . أسرب : يكى از تركيبات سرب است كه به آن سرب سياه يا سرب سوخته گويند .
( 4 ) . نملهHerpesجوشهاى پوستى ، ن . ك « اگزما » نمايه بيمارىها