تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
گوشت روى آورند . اگر شمارگان آن در تن بسيار شود با رگ زدن‌هاى پيوسته و به كار بردن روان‌كننده‌هاى ياد شده در بخش ماليخوليا و برنامه خوراكى ترىزا و آب‌تنى ميان آنها و پيگيرى روش درمانى جذام مىباشد .

آنچه مژه ( اشفار ) « 1 » مىروياند :

كحل ( سرمه ) مژه را مىروياند و مىافزايد .

گزاره‌ى سرمه‌ى روياننده‌ى مژه :

هسته خرماى سوخته پنج درم و دوده‌ى كندر چهار درم و سنبل هندى سه درم و تخم بلسان سه درم و سنگ لاجورد « 2 » ده درم بيآميزند و بعنوان سرمه ( داروى چشم ) هر روز با ميله‌اى روى مژه‌ها بمالند چنانچه داء الثعلب در مژه‌ها پيدا شود آن را با ميل مالش كه در آب پياز يا سير چندين بار فروبرده شده ، مالش دهند و نيز برخى از خميرهايى كه در گذشته ياد كرديم روى آن بگذارند .

شپش پديدآمده در مژه‌ها :

نخست بايد مژه‌ها را از شپش‌ها پاكسازى كرد . سپس با آب نمك آن را شستشو داد . پس از آن زاگ يمانى ساييده شده را روى پلك‌ها ماليد . چنانچه بسيار باشد ، پيوسته پاك كردن با آب داغ و به كار بردن اين دارو را بايد دنبال كرد .

گزاره‌ى داروى پاك‌سازىكننده‌ى شپش مژه‌ها :

خاك جيوه ، زاگ ، زرنيخ سرخ ، ميويزج و صمغ از هركدام يك چهارم بخش ( جزو ) با هم مىآميزند و با آن داروى را مىسازند و هنگام نياز آن را در آب باز كرده و با آن ريشه مژه‌ها را با نرمى و بسيار پاييدن از اينكه به چشم آسيب نرسد ، تميز مىنمايند و يك ساعت مژه‌ها را به‌گونه‌اى نگاه مىدارند كه پلك روى چشم نيفتد .

گل‌مژه ( شعيره ) « 3 » :

چنانچه روى پلك گل‌مژه‌اى پيدا شود و آن يك آماس چهار گوش دراز ، به مانند
هامش
( 1 ) . اشفار : ن . ك نمايه واژگان ( 2 ) . لاجورد : ن . ك « لازورد » نمايه داروهاى تكى ( 3 ) . شعيره :Stye ; hordeolum