تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
يابد . مىتوان شهد بلاذر روى آن گذاشت تا چركين شود و گوشت مارمولك خورد و سپس درمان نمايد ، تا بهبودى بدست آيد . يا جاى آن را با رنگ سبز يا سياه خالكوبى كرد .

رنگى براى جاى برص پوست :

ميويزج و مرّ و دردى شراب و گل سرخ ( مغره ) « 1 » و فوه و زاگ و بوره را گرد آوريد چندين بار روى آن بماليد تا آن پيسى همرنگ پوست شود اين رنگ بيست روز مىماند . اثر بجامانده در جاى حجامت را بهتر است مرداسنگ سپيدكننده روى آن بمالند و نيز با فوه رنگ كنند و سركه روى آن بمالند و افشره‌ى مرزنگوش را هميشه پس از پايان حجامت روى جاى خون گرفته بگذاريد تا ساعتى بماند . فوه و شيطرج كه با آب ميوه درخت جوزماثل بيآميزيد پس از پايان حجامت ، بر جاى خون گرفته مرهم بماليد چنانچه در برابر رنگ‌پذيرىها ايستادگى نمايد ، حجامت را كنار گذاشته و مرهم زدن را پيگيرى كنيد .

بهك سياه ( بهق اسود ) « 2 » :

كسى كه دچار بهك سياه است ، رگ زده مىشود و چندين بار افتيمون را به كار مىبرد ، سپس تخم ترب و كندس يا تخم تره تيزك با سركه را روى آن ماليده شود و به آب‌تنى و خوردن خوراكىهاى نموركننده وادار مىشود . همچنين بايد روش درمانى دارندگان ماليخوليا را نيز درباره ايشان دنبال شود .

جذام « 3 »

اين بيمارى چنانچه در آغاز باشد ، توان ايستا شدن و بهبود يافتن را دارد و اگر به چركين شدن اندام‌ها و تباه شدن شكل آنها برسد ديگر اميد رهايى از بيمارى نخواهد بود . اگر كسى را ديديد ، كه سپيدى چشم او كبود شده و گرفتگى آوا پيدا كرده و عرق او بسيار بدبو شده و چهره‌ى او باد كرده و پوست او نازك و سرخ‌تر شده و بدنبال آن
هامش
( 1 ) . مغره : گونه‌اى گل سرخ كه با آن رنگ‌آميزى مىكنند . ن . ك نمايه واژگان ( 2 ) . بهق : سياه :Vitilgo . nigro( 3 ) . جذام :Leprosy