درون است تا براى چيزى كه به دل وارد مىشود برگردد و خم شود . دهانه دومى « 1 » رگ رونده به شش « 2 » كه رگى بىنبض است و به آن مىچسبد زيرا داراى ديواره سخت و كلفت مىباشد . ازاينرو كالبدشناسان آن را سرخرگ مىنامند كه چون ديوارهى آن سختتر و كلفتتر از ( سياه ) رگهاست و اين نام شايسته اوست چون در همه عمر آدمى هميشه در جنبش است و در پارگى آن تا دريدگى ( سياه ) رگها خطر بيشترى نهفته است دريچهاى بر دهانهى بيرون رفتن اين رگ است كه جهت شكافهاى ( پره ) آن از درون به بيرون مىباشد تا براى چيزهاى بيرونرونده از دل به سوى بيرون خم شده و راه برگشت آن را ببندد .
دو دهانه در بطن چپ است يكى براى سرخرگ بزرگ ( آئورت ) كه همه سرخرگهاى تن از آن مىرويند . دريچهاى « 3 » بر دهانه « 4 » آن است كه پرههايش از درون به بيرون بوده براى خون و جان بيرونرونده از دل به سمت بيرون خم مىشود و راه برگشت آن را ببندد . دهانه دوم سرخرگى « 5 » است كه به شش مىرود و در آن هوايى از شش براى دل است دو دريچه بر اين دهانه گذاشته شده است كه پرههاى آن از بيرون به درون است تا براى هواى وارد شده به دل باز شود و برگردد . دل داراى دو برجستگى « 6 » ( زايده ) به مانند گوش ، يكى در راست و ديگرى چپ است . شش پوشاننده دل است تا آن كه از رسيدنش به استخوانهاى سينه در جلو ، جلوگيرى نمايد و از آسيب رسيدن به آن جلوگيرى كند .
شناخت مرى و شكمبه :
چون گفتيم كه در پايانه دهان دو راه است كه يكى براى تنفس كه به شش مىرود ناى نام دارد و ديگرى براى خوراك و آشاميدنى كه به شكمبه مىرود مرى نام دارد از پشت بر روى مهرههاى گردن قرار گرفته و امتداد دارد تا آن كه ديافراگم
هامش
( 1 ) .Bicuspid Valveدريچه دولختى
( 2 ) .inferior superior vena cava( 3 ) .Try cuspid valveدريچه سهلختى
( 4 ) .Miteral Valveدريچه ميترال
( 5 ) .Pulmonary trunk( 6 ) .Atriumدهليز