پنج تا مىرسد و سمت راست شكمبه را پر مىكند بخش گوژ آن به ديافراگم مىرسد و با تارهايى به نيامى كه روى آن است مىچسبد .
از بخش گودى جگر كانالى بنام « باب الكبد » « 1 » وجود دارد و شكل آن به مانند ( سياه ) رگ است ولى در آن خون نيست و به شاخههايى تقسيم و آنها نيز به شاخكهايى ديگر بخش مىگردند . اندكى از آنها به كف شكمبه و دوازدهه و بيشتر آن به رودهى صايم و سپس به ديگر رودهها مىرود ، تا به روده راست ( روده ) مىرسد .
اين دهانهها كه پيش از اين از آن ياد كرديم ، خوراك گواريده را به جگر مىرساند .
هرآنچه از دهانهى آن جذب مىشود از راههاى تنگ به گشادتر رفته تا آن كه در كانال « باب الكبد » گرد آيند سپس اين كانال در درون جگر به شاخههايى باريك و مويينه تقسيم مىگردد و گواريدهها در آنها پراكنده مىشوند ، بافت جگر آنها مىپذيرد و تجزيه مىكند تا خون گردد .
از برجستگى جگر رگى بزرگ مىرويد كه همه رگهاى تن كه پيش از اين در كالبدشناسى رگها نام برديم از آن مىرويد خود اين رگ در جگر به شاخههايى مويين تقسيم مىشود كه به شاخههاى تقسيم شده كانال باب الكبد مىپيوندد . خون ( ساخته شده ) در شاخههاى موينهى رگ بزرگى كه در بخش برجستگى بالاى جگر مىرويد ، بالا مىرود . آن نيز بدينگونه است كه نخست در رگهاى مويينهى آن گرد مىآيد ، سپس به رگهاى گشادتر رفته تا آنكه همهى خون بدست آمده در رگ بزرگ برخاسته از برجستگى جگر گرد مىآيند .
شناخت سپرز :
سپرز « 2 » دراز شكل و در سمت چپ تن نهاده شده است . رشتههايى به نيام روى آن چسبيده است . شكمبه از سويى و دندههاى پشت از سوى ديگر آن را در بر مىگيرند دو كانال از آن مىرويد كه يكى به گودى جگر و ديگرى به دهانهى شكمبه مىآيد .
هامش
( 1 ) . طنابى ليفى شكل كه تاندونى مدور كه از سياهرگ نافى برخاسته و در ناف جگر است .
( 2 ) . طحال : ن . ك « طحال » نمايه واژگان