چهبسا بخشى از سينه آسيب سختى مىبيند در اين هنگام ، سمت ديگر براى نياز تنفسى به پا مىخيزد . و اگر بر دو سوى سينه آسيب وارد آيد ، آن كس به اندازهى خفه شدگان زندگى خواهد كرد .
ناى از پشت به مرى چسبيده است . مرى راهى براى گذر خوراك و آشاميدنى است ميان آنها لايهاى نرم گذاشته شده كه هنگام قورت دادن براى مرى تنگى پيش نيايد . اگر آرمان ما گستردهتر نكردن اين كتاب از اين اندازهى در نظر گرفته شده ، نبود ، ما شناخت اندامها و سودمندىهايشان را گستردهتر ياد مىكرديم . ازاينرو ما ناگزيريم تا آنجا كه بتوانيم كوتاهگويى و كوتاهنويسى كنيم .
شناخت دل :
دل به مانند ميوه صنوبر واژگون است كه سر مخروطيش به سوى پايين و تنه آن به بالاست . و داراى پوششى « 1 » از يك لايه فشرده است كه پيرامون آن را فراگرفته ولى همهى دل را فرانمىگيرد .
بن دل در ميان سينه قرار دارد ولى سر مخروطىاش به سوى چپ گرايش پيدا مىكند . سرخرگ بزرگى « 2 » از بخش چپ آن مىرويد ازاينرو نبض در سمت چپ آشكار مىشود .
دل داراى دو بطن « 3 » بزرگ يكى در راست و ديگرى در چپ است در رستنگاه و بن آن چيزى به مانند غضروف وجود دارد كه به مانند بسترى براى دل مىباشد .
ميان بطن راست و چپ سوراخهايى موجود است . بطن راست داراى دو دهانه بوده كه يكى از آنها جايگاه ورود رگهاى رويشيافته در جگر است كه خون را به درون بطن راست مىريزد . بر دهانهى آن دريچهاى « 4 » است كه جهت پرههايش از بيرون به
هامش
( 1 ) .pericardium( 2 ) .Aorta( 3 ) .Ventricleانديشه رازى و پزشكان پيش و پس او تا سده نوزدهم بر اين بوده است كه دل تنها دو بطن داشته و دهليزى ندارد اين شاخهبندى سرخرگها و سياهرگها از ديدگاه پيشينيان با دانش امروزى تفاوتى چشمگير دارد .
( 4 ) .Valve Tricospid