تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

حنجره :

حلق ( گويا منظور رازى حنجره باشد ) اندامى غضروفى و برجسته و گوژ و در سطح گردن با دست قابل لمس است . ولى بخش صاف آن به مرى مىچسبد . اگر فرض كنيد كه شما دو لوله‌ى نىاى را برمىگزينيد . 3 / 1 يا 3 / 2 يكى از لوله‌ها را بگونه‌ى سراسرى ( درازا ) شكافى دهيد و از آن جدا كنيد سپس بر جاى كنده شده ، كاغذى را روى درازاى بخش شكاف‌داده شده ، بچسبانيد سپس نى كاغذگذاشته را از بخش كاغذىاش كنار نى ديگرى بگذاريد . اين‌چنين مىتوانيد ناى را در كنار مرى نشان دهيد .

شيوه‌ى نفس كشيدن :

همه فضاى بالا براى سيستم تنفس فراهم شده است . چنانچه سينه باز شود شش را كشيده و مىگستراند و با باز شدن شش هوا از بيرون كشيده مىشود پس دميدن هوا به درون يكى از دو بخش تنفسى مىباشد . سپس سينه فشرده مىشود و در پى آن شش‌ها نيز گرد مىآيند كه با فشرده شدن آنها ، هوا را بيرون مىراند و اين بخش دوم تنفس مىباشد . نياز به هواى بيرون و راندن هواى درون انگيزه‌ى آسايش دل مىباشد . بخشى از هواى استنشاق شده از راه‌هاى فراهم‌شده‌ى ميان شش و دل به دل مىرسد . پس از گرم شدن آن هواى جذب شده براى تبادل تهويه نياز به بيرون راندنش پيش مىآيد . از اين رو سينه فشرده مىشود و هوا را بيرون مىراند و دوباره باز مىشود و شش‌ها نيز باز مىگردند و هوايى ديگر ( تازه ) بدرونشان مىآيد به مانند دمنده‌اى ( زقاق ) « 1 » كه با آن به آتش مىدمند . يعنى دمنده باز مىشود و از هوا پر مىگردد و هنگام بسته شدن از هوا تهى مىشود . سينه از درازا دو بخش مىشود در هر بخش يكى از شش‌ها گذارده شده تا براى تنفس دو دستگاه باشد . چنانچه يكى آسيب ديد ديگرى كار را دنبال كند . چنانچه همين گونه در چشم‌ها مىباشد . همچنين اين كاركرد ، كه منظورم تنفس است به جهت ارزشمندى و نياز بسيار به آن براى زيستن ، توجه بيشترى به آن شود كه آفريدگار آن را به خوبى ساخته و پرداخته است .
هامش
( 1 ) . زقاق : ن . ك « زق » نمايه واژگان