مانند وارد شدن پوسته چيزى در بينى هنگام عطسه پيش مىآيد و آنچه بدرون ناى راه يابد ، سرفهاى شديد برانگيخته مىشود و آن چيز را پرتاب و بيرون مىاندازد .
دستگاه تنفسى ، طراحى بسيار درستى دارد . از آنجا كه اين مجرا به شش مىرود و ششها بخشى از دستگاه گوارشى نيستند ، بلكه بخشى از دستگاه تنفسى مىباشند و هيچگونه راهى به پايين ندارند هرچه در آن بيفتد تنفس را تنگ مىكند . ازاينرو بايسته است كه پيشگيرىهايى كرد و دستورهاى ويژهاى داد تا از اين رويداد جلوگيرى شود مگر آن كه خيلى كم روى دهد .
اگر در حالت قورت دادن خوراك ، كسى فرياد زند و يا سخن گويد و در كنار آن نفس نيز كه بايد بكشد ، در همين زمان چيزى بدرون ناى رود سرفه برانگيخته مىشود تا آن چيز فرورفته در ناى را از آن براند .
ساخت آوا :
همچنين در اينجا دستگاهى براى ساختن آوا فراهم شده است . آوا از نفس كشيدن ساخته شده و هوا مادهى آن مىباشد .
در اينجا دستگاهى سازگار با ساخت نه تنها يك يك گونه آوا بلكه گونههاى فراوان آن در اندامى به نام حنجره « 1 » فراهم شده است . و آن از سه غضروف ساخته شده كه سازگار براى ايجاد آوا مىباشد و اندام ارزشمند ديگرى به نام لسان المزمار ( مانند تارهاى صوتى ) « 2 » نيز دارد .
ماهيچههايى بسيار براى حركتهايى كه براى ايجاد صداهاى گوناگون مىباشد ، گرد هم آمدهاند . اندامهاى ناى ، و شش و سينه و ماهيچهها و نيامها و ديافراگم دستگاهى براى نفس كشيدناند و پس از آن پديد آوردن آوا در حنجره و اندام مانند زبان نى ( تارهاى صوتى ) است .
آواها و حروف با كمك زبان و لب و دندانها و هرچه اندامى كه دهان است ، ساخته مىشوند .
هامش
( 1 ) .Larynx( 2 ) .Vocal cords