تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
يج : طاعون بيرون كند ، چون يك شب و يك روز بگذرد ، خون بگيرد ، دو مثقال كافور را در ميان دو مثقال عرق انداخته ، اندك عرق گل همراه نمايند ، آن قدر كه قابل خوردن شود . لته‌اى برابر كف دست در ميان اين انداخته ، بگذارد تا خوب نم كشد و بر بالاى طاعون نهد . چون لته خشك گردد ، باز به همين عادت عمل نمايد ، به زودى شفا يابد . يد « 1 » : تب محرق باشد ، هر بامداد اندك عرق با آب ضمّ نمايند ، به ناشتا بخورند ، عن قريب شفا يابد . يه : در بدن خارش باشد [ 3 ] ، يك مثقال از اين عرق به آب گرم ضمّ كنند و سه بامداد به ناشتا ، هر روز يك پياله بخورند ، زود علاج و شفا دهد . يو : بواسير بوده باشد ، بايد كه هفت يوم ، هر روز يك مثقال عرق را با قند سفيد آميخته تا به قاعدهء خوردن آيد ، هر بامداد يك پياله بخورد به ناشتا و اندك عرق به پنبه گرفته ، دور مقعد خود بيالايد ، به توفيق اللّه أو را شفا رسد ، و آزموده اند ، مجرّب است . يز : علّت سنگ مثانه باشد ، يك مثقال عرق به آب برف ضمّ كنند ، چنان‌كه قابل خوردن گردد ، به ناشتا بخورد ، تا يك هفته شفا يابد . يح : مرض نقرس باشد ، اوّل سه روز مسهل بخورد تا تمام اخلاط از بدن بيرون رود و پاك گردد ، و حقنه نموده ، رگ باسليق بگشايد ، تا بيست روز يك مثقال عرق را با آب قند ضمّ نموده ، دو مثقال گلاب نيز داخل كنند و هر روز مىخورده باشند ، و اندك از اين عرق با گلاب ضمّ كنند و بر موضع نقرص بمالند و در اين مدّت از ترشى و سفيرى پرهيز كنند ، شفاست .
هامش
( 1 ) - نسخه : 14 ؛ و چنين است در ديگر موارد كه به جاى حروف ابجد ، از عدد استفاده كرده است .