تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
ح : درد گوش را اندك اين عرق به گلاب بياميزد ، و اگر به جاى گلاب ، روغن زنبق باشد ، به غايت بهتر باشد ؛ باهم ضمّ نمايند و سه روز صبح دو قطره در گوش چكانند ، زود بر طرف گردد . ط : درد گلو باشد ، يا زكام افتاده باشد ، سه روز از غذاى گرم و خشك ملاحظه كنند ؛ بعده يك مثقال عرق را ميان [ 2 ] آب شير گرم بريزند ، تا قابل خوردن گردد . بايد كه بسيار ترش نباشد ، هر بامداد به مدارا بخورد ، صحّت يابد . ى : كسى را علّت بهق باشد ، سه روز مسهل بخورد تا معده از اخلاط غليظ پاك گردد . بعده با يك مثقال عرق ، با چند مثقال عرق ، با چند مثقال گلاب و قند ضمّ نمايند ؛ چنان‌كه قابل خوردن گردد ؛ تا در هفته هر بامداد ناشتا مىخورده باشد و به حمام همه روز رفته ، البته موضع بهق را كيسه بمالد ؛ چون بيرون آيد ، اندك عرق به پنبه گرفته ، بر بالاى بهق بمالد ، به غايت آن پاك گردد و صفا پديد آيد . يا : زحمت آتشك باشد ، اوّل بايد كه فصد نمايد تا زحمت خون فاسد از بدن خارج گردد و بعده سه روز مسهل بخورد تا معده صاف گردد و هر روز اندك عرق با گلاب آميخته ؛ به آب گرم ضمّ نمايند تا به حدّ خوردن آيد . سه روز به حمام رود ؛ چون برآيد ، يك پياله به ناشتا بخورد ، و اندك‌اندك عرق با گلاب ضمّ كند و بر بالاى دانه‌هاى آتشك به پنبه بمالد . اميد هست كه به اندك روزى شفا يابد . يب : زخم ناسور باشد ، يك جزو عرق و دو جزو آب گرم باهم ضمّ كند . اوّل زخم را با آب گرم پاك بشويند . بعده از آن آب و عرق كه باهم ضمّ است ، بمالد ، شفاست و گوشت نو بروياند .
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 145 | يوسف بيگ باباپور / جمعى از نويسندگان / بيگ بابا پور