ب « 1 » : درد چشم بوده باشد ، يا چشمش سرخ باشد ، يا آب مىرفته باشد ، يا از قوّت بصارت بازمانده باشد ، نيم مثقال عرق [ 1 ] مذكور و ده مثقال آب به هم ضمّ كنند و به پشت خوابيده ، در چشم چكانند . چند روز اينچنين عمل نمايند ، اميد شفاست ؛ امّا در آن چند روز از ترشى و سفيرى پرهيز نمايد ، به غايت مفيد است ، بتوفيق اللّه تعالى .
ج : كسى را پردهء سفيد در چشم پيدا شده باشد ، سه روز پرهيز كند و بعد از آن در سر چوب اندك پنبه بپيچند ، شخصى را بگويند تا چشم أو را باز دارد و پنبه را در عرق زده ، به ملاحظهء تمام بر همان پردهء چشم بمالند . تا سه روز چنين نمايند ، مجرّب است .
د : دندان درد مىكرده باشد يا زرد شده باشد ، نيم مثقال عرق و يك مثقال گلاب باهم ضمّ كنند و دهان را به نمك و آب گرم پاك بشويند و انگشت شهادت را به پنبه پيچيده ، به آب عرق زده ، بر دور دندان بمالند ، مجرّب است .
ه : بوى دهان بوده باشد ، سه روز از خوردن سير و پياز و باقلا پرهيز كند و يك مثقال عرق با چهار سير آب افشره نمايند و آنقدر قند سفيد حل كنند كه افشره شود . سه روز ناشتا به همين طريق بخورند ، دهن خوشبوى « 2 » گردد و دندان سفيد و پاك شود و هرگز درد نبيند .
ز : كسى را در روى تاب افتد ، يعنى لكّههاى سياه ، سه روز پيوسته به حمام رود و روى خود را پاك كند ، كيسه بمالد ؛ چون بيرون آيد ، اندك عرق به پنبه آلوده ، بر بالاى داغها بمالد ، آن لكّهها بر طرف گردد .
هامش
( 1 ) - نسخه : 2 ؛ بنا به سياق متن در موارد آتى اصلاح شد .
( 2 ) - نسخه : خسبوى .