« پسته » هستم .
دو سه روز است [ كه ] هوا بهطورى « منقلب » و « باد » و « باران » است ، كه نمىتوان به بيان آورد . باد به اين « شدت » و « تندى » نديده بودم . نزديك بود « چادرپوش » را از زمين بكند . اغلب چوبهاى تجير « 1 » سراپرده را شكست .
الان هم باد تندى مىوزد ، و باران مىآيد . زمين بهطورى گل شده است كه از چادر به چادر ، خيلى به صعوبت عبور مىشود .
رباعى
موج زن كوه و دشت ، لجّه آب * خاكيان ، همچو مردم آبى
« پير » و « بُرنا » به « خيمه » و « خرگاه » * هريكى در شنا ، چه مرغابى
شنبه ، ششم رمضان [ 1315 ه . ق . ]
4 شبانهروز بود كه باران متوالى مىآمد و باد هم گاهى « تند » و گاهى « سست » مىوزيد . ديروز كه « جمعه » بود ، نزديك [ به ] غروب ، باران ايستاد و آفتاب شد .
شب ، ابرها پراكنده شده ، يك باد بسيار سختى برخاست ، « 2 » تا الان كه دو ساعت از شب گذشته ، باد خيلى سرد و تندى مىوزد ، كه مثل بادهاى بسيار سرد فصل بهار « همدان » است .
از قرارى كه اهالى اين صفحه مىگويند ، باد به اين سردى در « عربستان » نديدهاند .
واقعا خيلى سرد است . آذوقهء اردو هم از همه جهت ته كشيده [ است ] .
ماه رمضان ، سرماى فراوان ، زير چادر و بيابان ؛ آذوقه ناياب ؛ آب رود « كرخه » هم ساعتبهساعت در طغيان [ است ] .
حال اهل اردو معلوم است [ كه ] چطور مىگذرد .
آن اشخاص اين مطلب را درست حالى مىشوند ، كه « عربستان » را ديده و در اين مكان ، فصل زمستان را در « اردوكشى » گذراندهاند .
يكشنبه ، هفتم [ رمضان 1315 ه . ق . ]
باد تند و خيلى سردى مىوزيد . از شدت برودت باد و بىآذوقهگى ، مال و حيوان اعراب ، بلكه خيلى از طيور در صحرا تلف شد .
دوشنبه ، هشتم رمضان [ 1315 ه . ق . ]
هامش
( 1 ) . تجير( tejir )، حصير نيى ( از جنس نى ) كه دور محوطه نصب كنند .
( 2 ) . در اصل : برخواست