تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
مثابه « 1 » به دو ظهور اسلام باشد ؛ ولى رياست او 4 سال بيش نبود . گويند در شرف احتضار ، به احضار اشراف قوم و قضات حكم كرد و در محضر عام گفت : مرا المال او سابقا به وجوه زكات منحصر بود ، و چند سال است كه قرالات فرنگ در معادن آن‌جا ، كسان او را معاون شدند و از جنس « فلزات » « 2 » همه چيز ، حتى « طلا » و « نقره » وافر به هم رسيده و در « دار الضرب » به اسم او رواج يافته و براى ساختن اسلحهء حرب نيز صنعت كارهاى ماهر به داغستان آمده و در تعليم « داغستانى » جهدى بليغ دارند و به هريك « منصب » و « نشان » داده ، از ديانت كسى هنوز تجسسى ندارد و به مقتضاى « حسن تدبير » براى فرقهء عيسوى ، اذن ساختن « كليسا » داده [ است ] . مشورت او به « دانيال سلطان » است كه مردى آزموده و مدبّر است و امارت لشكر مغربى ولايت خود را به « محمد » ملقب به « امين » ، كه از نزديكان و معتمد عليه او است بازگذاشت . و در مخارج ، « اسراف » و « تبذير » را « گناه عظيم » مىشمارد . فرضا در كاغذى كه طولا و عرضا از 2 انگشت بيشتر نيست و گنجايش 2 سطر زيادتر ندارد ، احكام او نوشته مىشود . از كاغذهاى او ، 2 كاغذ را حقير ديد . هر دو « كوچك » و « مختصر » . يكى خطاب بود به اهل « دربند » ، وقتى كه شنيده بود ايشان با « روسيه » در محاربهء داغستانى متفق شدند : « بسمه تبارك و تعالى . انّه من امير المجاهدين ان ضعفتم على فعل الخير فلا تضعفوا عن ترك الشر . و السلام » . و در كاغذ ديگر ، خطاب بود به يكى از رؤساى لشكر ، وقتى اين شخص تمنا داشت كه بر مرسوم او چيزى افزوده شود : « بسمه تبارك و تعالى . انّه من امير المجاهدين قال حسن ابن على اخسّ النّاس من اخذ به غير حقّ و اعطى به غير حقّ . و السلام » . و در نشانى از نشان‌هاى او ، كه در مرتبهء جلادت داده بود ، اين الفاظ به عربى نقش شده بود : « من تفكّر فى العاقبة لم يشجع » . چندى است به تكليف رؤساى قوم خود و مردم قرالات كه با او راه موالات جسته‌اند ، به تجملات ظاهر و وضع عمارات عاليه و ساير ملزومات رياست تمكين
هامش
( 1 ) . مانند . ( 2 ) . در اصل : فلذات