قوت غالب روسيه
« گندم سياه » است كه بالخاصيّت از « گندم سفيد » انفع و اقوى ديدهاند . گندم سفيدشان در نهايت « لطافت » و « لذّت » است ، اما كفاف معاش همهء خلق را نمىكند و آن « قوت » و « خاصيت » گندم سياه را ندارد .
و به اينجهت مقرّر است كه پياده و سوار [ و ] لشكر « آرد سياه » صرف كنند و به ملاحظه تسلى « 1 » خاطر لشكريان ، فرمان زاكان اين است كه « پادشاه » يا « گدا » در صرف غذا ، ملزوم « نان سياه » در سفرهء خود گذاشته ، در خوردن به اين نان ابتدا كنند .
و خاصيت ديگر « آرد سياه » نظر به اندك حموضت « 2 » است ، و ترشى كه دارد اين است كه اقسام مغيّرات و عرقهاى سكر از او مىگيرند .
ديگر ، 12 قسم ماهى است كه از صيدگاههاى رود اتل صيد مىشود و در هريك خاصيتى ديده ، و به مناسبت آن خاصيّت ، اسمى وضع كردهاند . و از « تخم » و « احشا » و « امعا » ى اين ماهىها ، انواع اغذيه ترتيب مىدهند ؛ و همه « نافع » و « مفيد » است .
امتياز ماهى اين رودخانه به مرتبهاى است كه براى اكثر اهل اينجا ، سرمايهء تجارت است و از اينجا به جميع روسيه بلكه به ساير بلاد اروپا مىبرند .
ديگر ، قسمى خرچنگ است كه بهطول اندام شبيه [ به ] ماهى است و آن را نيز به نمك مىپرورند ، و از جملهء مأكولات است .
هامش
( 1 ) . در اصل : تسليه
( 2 ) . ترش بودن ، ترش شدن .