[ دزفول ]
بعد ، سوار شده ، همراه پالكى جناب آقاى « ساعد السلطنه » ، با جمعى از مستقبلين وارد « دزفول » « 1 » شديم . رودخانهء بزرگى « 2 » از جلو شهر « دزفول » جارى است ، و بايد از « پل » گذشت و داخل شهر شد . دروازهء بزرگى هم طرف شهر هست ، كه شبها [ آنرا ] مىبندند ، و احدى نمىتواند از آن طرف رودخانه ، داخل شهر بشود .
وقتى كه وارد شهر شديم ، از كوچ [ ه ] هاى كثيف عبور كرده ، به خانهء « آقا رضا مستوفى » فرود آمديم . شب ، 7 فرسخ راه پيموده [ و ] خيلى خسته بوديم .
يكشنبه ، 17 صفر 1315 [ ه . ق . ]
يك دو ساعت از آفتاب گذشته ، وارد خانهء « آقا رضا مستوفى » « 3 » شديم . از « همدان » به « دزفول » 78 فرسخ است . قدرى « هندوانه » صرف نموديم [ و ] به « شوادان » « 4 » رفته ، راحت كرديم .
منزل سركار « طاهر خان سرتيپ » هم در بيرونى « آقا رضا » بود . من [ به ] آنجا رفتم .
« عمارت آقا رضا » هم بد عمارتى نيست . حياطش مثل حياط مسجد مىماند و تمام از آجر ساخته شده [ و ] ديوارهاى خيلى بلندى دارد . آب هم با « گاوچاه » « 5 » است .
براى خوردن « سقّا » از رودخانه مىآورد . آب رودخانهء « دزفول » ، آب گوارايى است .
تمام خان [ ه ] هاى « دزفول » از « آجر » ساخته شده و ديوارشان خيلى بلند است ؛ اما كوچ [ ه ] ها بهقدرى « كثيف » و « بد » است كه انسان از بوى « تعفن » به اشكال عبور مىكند ، جهت اين است كه تمام « مبال » هاى خان [ ه ] ها به كوچه مىريزد .
دوشنبه ، 18 صفر 1315 [ ه . ق . ]
هامش
( 1 ) . دزفول( Dezful )مركز شهرستانى به همين نام در شمال خوزستان ، كه در روزگار ساسانيان آباد شده و دزپل / دژپل / دزپهل / روناش / قصر روناش / اندامش / قنطره / پل روم نام داشته و شهر باستانى جندى شاپور در آن قرار دارد . اين شهر در آبانماه 1385 ه . ش . 789 ، 55 خانوار و 819 ، 235 نفر جمعيت دارد .
( 2 ) . رود دز( Dez )كه رود دائمى ريزابه رود كارون بوده و 515 كيلومتر طول دارد و از پرآبترين رودهاى ايران مىباشد . اين رود از ارتفاعات سربند اراك سرچشمه مىگيرد و در استانهاى مركزى و لرستان با نامهاى « تيره » ، « سزار »( sezar )، « آب دز » شناخته شده و سرانجام در « بندقير » ( 40 كيلومترى شمال شرقى اهواز » به كارون مىريزد . ( رودها و رودنامه ايران ، 226 - 228 ) .
( 3 ) . خانه مستوفى در محله پيرنظر شهر دزفول به شماره 7568 در تاريخ 17 اسفندماه 1381 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است .
( 4 ) . شوادان( Shavadan )، زير زمين با عمق 3 تا 10 متر ، كه در تابستانها سرد و در زمستانها گرم است و مردم دزفول و شوشتر ، بيشتر اوقات شبانهروز را در فصل تابستان در آن مىگذرانند .
( 5 ) . گاوهچاه( gavchah )، گاوچه . چاهى فراخ و عميق . ( فرهنگ فارسى معين ، 3 / 2175 ) .