گذشته ، كه مهتاب هم بود ، از « قلعه رزن » روانه شديم . راه بيشتر مسطح بود و بعضى جاها هم سنگ و سخت بود . در صحرا هم در اغلب جاها گيا [ ه ] هاى خشكيده شده [ را ] آتش زده بودند [ و ] صحرا روشن شده بود ، و خالى از صفا نبود .
[ تكتك آب ]
قريب طلوع فجر به « تكتك آب » « 1 » رسيده ، پياده شديم . نماز خوانده ، چاى صرف شد . حضرت اجل « سردار اكرم » - مد ظله - راحت فرمودند . سركار « ميرزا صادق خان سرتيپ » ، نايب الحكومهء « شوشتر » و « دزفول » به استقبال آمدند .
« تكتك آب » ، جاى باصفا و آب باريكى از 20 ذرعى مىريزد [ و ] مثل آبشار است . آب گوارايى دارد .
[ حسينيه ]
يك ساعت از طلوع آفتاب گذشته ، سوار شده ، به منزل « حسينيه » « 2 » آمديم . از « قلعه رزن » به « حسينيه » 5 فرسخ مسافت است .
از قضا ، چادرهاى پستخانه را اينجا برپا نكرده ، به « بلارود » برده بودند . براى حضرت اجل و اجزاء چادر نزده ، ولى اردو اينجا افتاده بود . لابد پياده شدند .
جمعى از « آقاوات » - يعنى ملّاك و خوانين - و اعيان « دزفول » و « شوشتر » تا اينجا [ به ] استقبال آمده بودند . بعضى از اسامى مستقبلين ، كه به من شناساندند ، از قرار ذيل است .
حضرات ، اول [ به ] چادر بنده آمدند . نشسته ، چاى صرف نمودند :
[ 1 ] آقا رضاى مستوفى .
[ 2 ] حاجى محمد على رئيس التجار ، و وكيل « شيخ خزعل » . . . « 3 »
[ 3 ] ميرزا طاهر مستوفى .
[ 4 ] محمد خان ، از آقاوات .
[ 5 ] اردشير خان ، برادر محمد خان .
هامش
( 1 ) . تكتك آب( Toktokab )روستايى است از توابع بخش الوار گرمسيرى شهرستان انديمشك ، كنار راه انديمشك به خرمآباد و 2 كيلومترى شمال شهر حسينيه ، كه از آبشار كوچكى در آن ، آب قطرهقطره مىچكد . به شكل توكتوك آب هم نوشته مىشود .
( 2 ) . حسينيه( Hosseyniyeh )كه در گذشته حسينيه عليا يا قلعه حسينيه نام داشته ، امروز شهرى است بسيار كوچك و محروم و مركز بخش الوار گرمسيرى شهرستان انديمشك ، كه در آبانماه 1385 ه . ش . 407 خانوار و 1935 نفر جمعيت داشته است .
( 3 ) . ناخوانا .