تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
يكى [ كه ] به سياحت آن بلاد رفته ، حكايت مىكند كه در كوه مذكور ، مرغى ديده شد « رصاصى اللّون » « 1 » . رنگ او سفيد مايل به سبز ، پروازش بر فضاى آتش است و يقال له سمندر « 2 » . و هم او گويد كه سنگ‌هاى سياه سوراخ شده ، متدرجا از اين كوه به دريا مىريزد و اسم اين سنگ‌ها « خوفان » است . مشهور است كه در « فرغانه » ، كه يكى از بلاد « ماوراء النهر » است ، نيز نظير اين كوه است . سنگ‌هاى سوختهء آنجا شبيه [ به ] خاكستر است . صنف گازران « 3 » و مردم ديگر ، براى سفيد كردن جام [ ه ] ها به طريق « بيع » و « شرى » ، اين خاكستر را مىبرند . بالجمله ، جزيرهء « سيسيليان » بسيار معمور است . باغات و زراعت‌گاه پرمنفعت دارد . همهء ميو [ ه ] ها در اين جزيره ، پاكيزه و ممتاز است . نظر به قرب جهتى كه به همهء بلاد « ايتاليا » دارد ، محصول اين جزيره به همه‌جا برده مىشود .
هامش
( 1 ) . سربىرنگ . ( 2 ) . سمندر( Samandar )جانورى است دوزيست ، داراى قدى متوسط ( حد اكثر 25 سانتىمتر ) و پوستى سياه‌رنگ با لكه‌هاى زرد تند ، كه در اماكن نمناك تاريك و غارها زندگى كرده و در خرافات آمده كه در آتش نمىسوزد . ( 3 ) . گازرgazar )يا( gazor، رخت‌شوى .