تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
حكماى رياضى ما ، نصف غربى كرهء زمين را ، كه به ارض جديد و امريكا معروف است ، چون به ارض مكشوف ، كه « ربع مسكون » است ، از هيچ جهت راه اتصالى نداشت ، در حكم « جزاير » گرفته‌اند . و اگر در كتب قديمهء ايشان ، ذكرى از احوال « امريكا » نيست ، از اين سبب است ، و « ربع مسكون » « 1 » را نظر به قرب و بعد « شمس » به 7 قسمت تحديد نمودند [ و ] هر قسمى را اقليمى « 2 » گفتند . طول « اقاليم » از « مشرق » تا « مغرب » ؛ و عرض هر « اقليم » چندان‌كه درازى روز نيم ساعت تفاوت كند ، ابتدا از « خط استوا » و انتها به عرض 90 درجه ؛ و هرچه شمالا و جنوبا از هفت اقليم خارج است ، به واسطهء افراط « حرارت » و « برودت » ، قابل « آبادى » و « عمارت » نيافته‌اند .
« ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » *
« 3 » . اما « جغرافيون » اين بلاد و ساير بلدان ، به مقتضاى سياحت كامل آن‌چه را كه از
هامش
( 1 ) . ربع مسكون ، قسمت آباد ، معمور و مسكونى كره زمين ، كه يك چهارم سطح آن را پوشانده است . ( 2 ) . اقليم( eqlim )، كه در زبان يونانىKlimaگفته مىشود . كلمهء « اقليم » در اصل به معناى خميدگى ، انحنا و انحراف بوده و در اصطلاح معناى تمايل و انحراف ناحيه‌اى از زمين نسبت به آفتاب را مىدهد . در قديم به هر قطعه از كره زمين كه از حيث آب و هوا و اوضاع طبيعى از قطعات ديگر ممتاز بود ، اطلاق مىشد . زمين به 7 اقليم تقسيم مىشد و هر اقليم منسوب به يكى از 7 ستاره بود ، مانند : هندوستان ( زحل ) ، چين ( مشترى ) ، خراسان ايران ( شمس ) ، خوارزم ( زهره ) ، روم ( عطارد ) ، بلخ ( ماه ) . ( 3 ) . آيه مشتركى است در قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) ، انعام : 96 ؛ يس : 38 ؛ فصلت : 12 .