چون « نبات » كمال يافت ، نوبت به « فرجه » رسيد ، كه ميان « هوا » و « آتش » بود ، فرزند پاكيزهتر افتاد [ و ] عالم « حيوان » ظهور گرفت .
آن 4 خادم كه « نبات » داشت ، با خود بياورد ، با دو قوهء ديگر كه يكى « مدركه » است و ديگر متحركه مدركه با 10 خادم ادراك محسوسات كرد ، كه 5 از آنها ظاهرهاند و 5 باطنه .
حواس ظاهره : « لامسه » و « باصره » و « ذائقه » و « شامّه » و « سامعه » « 1 » است و حواس باطنه : « حسّ مشترك » و « متخيّله » و « متفكره » و « واهمه » و « حافظه » است .
هر « حيوان » كه « متحركه » و « مدركه » را با 10 خادم دارد ، كامل است ؛ و آنكه ندارد ، « ناقص » [ است ] ؛ چون « مور » ى كه « چشم » ندارد و « مار » ى كه « گوش » ندارد . و هيچ از جنس « حيوان » ، از كرم خراطين ناقصتر نيست ، و اولين مرتبهء حيوان است ، و آخرين حيوان كه خويشتن را به « انسان » پيوستگى داد ، « نسناس » « 2 » است .
به راستى « قامت » و پهنى « ناخن » و « موى سر » خود را به انسان شبيه كرد ، كه انسانى است وحشى ؛ و چون نوبت انفعال به « فرجه » ميان « عناصر » و « افلاك » رسيد ، انسان به وجود آمد .
هرچه در « جماد » و « نبات » و « حيوان » ديد ، با خود بياورد و قبول معقول بر آن زيادت كرد و به عقل بر همه پادشاه گشت و جمله را در تصرف خويش گرفت . از « جماد » عمارت كرد ، از « نبات » خوردنى و پوشيدنى و گستردنى فراهم نمود [ و ] از « حيوان » مركب ساخت و از هر 3 عالم داروها گرفت و خود را بدان معالجت فرمود .
اينهمه « برترى » از آن يافت كه « معقولات » را « مدرك » شد و به توسط « معقول » خود را شناخت و از « شناختن » خود ، « خداى » را .
در احوال حضرت آدم - عليه السلام - گويند كه حق جلّ و علا ، بعد از او حوا را آفريد و هردو را در باغى كه نام او بهشت بود ، جاى داد ؛ و از خوردن و آشاميدن هيچ چيز منع نفرمود ، جز ميوهء درختى كه فايدهء او دانستن فردا بود ، يعنى احوال آينده .
ايشان به وسايس « شيطان » عصيان ورزيدند [ و ] در سياست آن ، خداى تعالى ، هر
هامش
( 1 ) . حواس پنجگانه مادى عبارتند از : 1 . لامسه يا بساوايى 2 . باصره يا بينايى 3 . ذائقه يا چشايى 4 . شامه يا بويايى 5 . سامعه يا شنوايى .
( 2 ) . نسناس( nasnas )، ميمون آدمنما ، كه غالبا به اورانگوتان( orangoutan )يا آدم جنگلى گفته مىشود .
( الحيوان ، جاحظ ، 1 / 87 ؛ يادداشتهاى قزوينى ، 7 / 204 ؛ چهار مقاله عروضى ، 14 - 15 ) . در هنگام دشنام ، به آدم نفهم ، بدجنس و بىشعور اطلاق مىگردد .