بسط اين عقايد را اگر فايدهاى است ، به ذوق سليم صاحبان رأى صايب عايد است كه « ان من شىء الّا يسبّحه » .
خلاف هم به رنگ و بو ، در اين گلشن گلى هرسو ، همه سيراب از يك جو ، همه از گلبنى پيدا .
آبيارى « سبزه » و « خار » از يك جويبار است ، و رنگ گلهاى « سرخ » و « ورد » ، كه از « شادى » و « درد » شكفتهاند ، از اثر يك « بهار » « هدايت » [ است ] اين معرفت از جملهء آن هدايت است كه حق تعالى مىفرمايد :
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » .
« 1 »
هم در اين بلاد « موحّدى » را ديدم كه پيوسته به حضرت « قاضى الحاجات » « 2 » مناجات كردى ، كه : « بارخدايا ، حواس مرا كه خمسهء متحيرهاند ، « 3 » خمسهء مسترقه « 4 » گردان ، تا از قول ثالث ، ثلثه استراق اسرار توحيد توانم كرد . »
بالجمله ، اين طايفه نيز معتقدند كه « خداى تعالى » ممكنات را در 6 روز بيافريد :
هامش
( 1 ) . عنكبوت - 29 .
( 2 ) . برآورندهء نيازها .
( 3 ) . خمسه متحيره ، نام 5 ستاره عطارد ، زهره ( ناهيد ) ، مريخ ( بهرام ) ، مشترى ( برجيس ) و زحل ( كيوان ) است ، كه به آنها پنجه سرگردان يا پنج بيچاره هم مىگويند و هريك دو خانه دارند . از اينرو به اين ستارگان « متحيره » گفته مىشود كه گاهگاهى رجعت كرده ، يعنى سير معمولى خويش را رها كرده ، به عقب باز مىگردند و باز از آنسو برگشته و به سير معمولى خود درمىآيند .
( 4 ) . خمسه مسترقه يا پنجه دزديده ، كه عبارت از 5 روزى است كه در آخر تقويمها مىنويسند . در گذشته اين 5 روز را از تمام ممالك تحت امر ايران از ميان برده و در حساب نمىآوردهاند و به سالهاى ناقص 5 روز مىافزودند تا سال كامل شود . درگاهشمارى ايران قديم 5 روز آخر ماه آبان بوده است كه به نامهاى « اهنود » ، « اشنود » ، « اسفندمذ » ، « خشت » و « هشتويش » از آن ياد مىشود .