مقدمه
« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » .
« 1 »
روزنامه ايجاد را خامهء « 2 » ابداع او به دو حرف « كاف » و « نون » « 3 » ايجاز « 4 » كرد و به تركيب اين دو حرف ، كتاب مسطور « 5 » گذاشت ؛ و نقاب از هرچه « مستور » « 6 » ديد ، برداشت ؛ شايد « كنت كنزا » پرده از روى كار برافكند ، و شور « احببت ان اعرف » به كوى و در انداخت ، از « مرآت » ممكنات زنگ برفت ، عكس پيراى صور گشت ؛ عكس از « اصل » حكايت كرد و « مجاز » قنطرهء « 7 » « حقيقت » شده ، كارپردازان علوى را حركات « شوقى » تكرار گرفت ، راجع و مقيم هريك نظرهاى سعد به اثرهاى بعد گماشتند . اين چار غريب ناموافق با « اختلاف طبع » ، به « اختلاط يكديگر » ، صبر و شكيب يافتند ، و از « ارتباط » و « امتزاج » ايشان ، نقشهاى « بديع » و نتايج « دلفريب » گرديد و از اسرار « توحيد » به هريك « بشارت » و « نويد » ى رسيد .
هنوز « شاهد » ورد « 8 » در پرده بود و شعلهء شمع « افسرده » ، كه « هزاردستان » ، « 9 » هزار
هامش
( 1 ) . توبه - 33 .
( 2 ) . قلم ، نيى كه با آن چيز نويسند .
( 3 ) . كن( Kon )، باش ! فعل امر . اشاره به جملهء« كُنْ فَيَكُونُ » . *امر ابداعى و تكوينى و وجود منبسط است ، چنانكه گويند بهواسطهء كلمهء « كن » ، فورى تمام موجودات بر سبيل وجود ابداعى دفعتا واحده از ذات حق صادر شدهاند . ( اسفار ، 3 / 97 ) . مأخوذ از يس - 82 : « چون خواهد ( خدا ) كه برگزارد كارى ، همىگويد آن را بباش ؛ پس بباشد آن . »
( 4 ) . آفريدن . آفرينش ، هستى دادن .
( 5 ) . نوشته شده .
( 6 ) . پوشيده شده ، پنهان .
( 7 ) . قنطره( Qantarah )، پل بزرگ .
( 8 ) . در متن كلمه ناخواناست . احتمالا شاهدورد صحيح مىباشد . شايد هم شاهد روز ( كنايه از خورشيد )