تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
نهر نيز خرابهء يك معبد قديم مشاهده مىشود . در آن‌جا در يك وضع غريب سنگى را كه در رد نمودن عكس صدا غرابت دارد . از مسافرين شامپوليون « 1 » در سفرنامه خود مىنويسد : « اين واضح است كه اغلب طنين‌ها ، فقط در آخر صدا ، از دو الى 3 كلمه را بدون كم و زياد به مسامع « 2 » مىرسانند ؛ امّا گويا در مقابل اين سنگ هر كلماتى را كه با صداى بلند گفته شود ، بدون اغلاط و كم ، همان « 3 » كلمات را به مسامع مىرسانيده است .

[ كيرشر ]

از اين دو قريه كه گذشته ، به قريه كيرشه « 4 » مىرسند و در اين قريه چندين معابد ديده مىشود ، كه كوهى كه عبارت از يك پاره سنگ سماق « 5 » است ، در زمان قديم « مغاره‌وار » كنده ، اينها را به وجود آورده‌اند . در همين موقع هياكل اصنام قديمه را از يك‌پاره سنگ سماق ثابت ساختند و چنان پرداخته و هيكل‌تراشى نموده‌اند كه از ارباب صنايع نفيسه هر استادى ببيند ، مطلقا آفرين خواهد خواند . قدهاى اصنام مذكوره از 6 متر كمتر نيست .
هامش
( 1 ) . ژان فرانسوا شامپوليون( Jean Francois Champllion )، خاورشناس نامدار فرانسوى و بنيانگذار مصرشناسى ، در 3 دسامبر 1790 م . در شهر فيژاك پا به عرصهء وجود نهاد و پس از 42 سال عمر ، بر اثر فشار كار و تحقيقات و ابتكارهاى علمى كه سرانجام او را به كشف رمز خط تصويرى ( هيروگليف ) نائل ساخت ، در 4 مارس 1832 م . در پاريس بدرود حيات گفت . وى به زبان‌هاى عربى ، عبرى ، حبشى ، سريانى ، كلدانى و چينى و نيز قبطى ( زبان مذهبى مسيحيان مصرى ) تسلط داشت و آثار يونانى و رومى را نيز به خوبى مىشناخت ، در 1822 م . كليد زبان و خط هيروگليف را كشف و براى آن « صرف‌ونحو » و يك « فرهنگ لغات » نگاشت . دهها اثر برجسته از وى به يادگار مانده است ، از جمله : 1 . صرف‌ونحو زبان مصر قديم 2 . فرهنگ لغات مصر قديم 3 . نامه‌هايى درباره مصر و نوبه 4 . رساله توضيحى دست‌نبشته‌ها 5 . مصر در دوران فراعنه ( 2 جلد ) . ( فرهنگ خاورشناسان ، 2 / 642 - 648 ) . ( 2 ) . گوش‌ها . ( 3 ) . در اصل : همآن ( 4 ) . قيرشه يا گيرشه( Qirshah )شهرى است در ساحل راست رود نيل بر كرانه درياچه ناصر سد اسوان مصر . ( 5 ) . سنگ سماق( Porphyre )، گونه‌اى سنگ آذرين كه داراى بلورهاى بزرگ و كوچك از « كوارتز » ، « پيروكسن » ، « آمفىبول » و « ميكا » مىباشد . سنگى است سخت و متمايل به صورتى يا سبز . و چون از استقامت و سختى و خشونت قابل توجهى برخوردار است ، در پى ابنيه و ستون‌ها ، سنگى عمارات به كار مىرود . به آن سنگ سماك هم مىگويند . ( فرهنگ فارسى معين ، 2 / 1351 ) .