تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
به اين‌كه او مهدى است . و چون‌كه تمام شد از براى او 40 روز ، شاهد شدند او را جمادات به اين‌كه او مهدى است ، پس مىآيد شيخ قوم و مىخواند بر من سلام را به مهدى و تكلم مىكند اين‌كه او گفته است از براى من بيعت از براى قوم خود ، در حالتى كه بزرگ ايشان پدر و كوچك‌شان پسر و متوسطشان برادر تواند . و در رمضان داخل شو ، 40 روز ظاهر مىشود از براى تو در آن مدت هرچه خدا بخواهد ، پس مىآيد جدّ ما شيخ بصرى و مىخواند سلام را بر من به مهدى و تكلم مىكند و مىگويد سخت كن تنگ را بر سنت و طريقت نبىّ عدنان « 1 » ، پس مىآيد والد ، كه شيخ قرشى است و مىخواند سلام را بر من به مهدى . و تكلم مىكند و مىگويد بوده باش ذكركننده و از براى هركه با تو است ، ستركننده . پس مىگويد شيخ عبد الله ، اى آقاى من ، مردمان انكاركننده‌اند مهدى بودن آن را ، پس مىگويد پيغمبر ( صلى الله عليه و سلم ) اعلام كرده‌اند مرا قبل از ممات من [ بر ] اين‌كه او مهدى است به ذات خود و به تحقيق كه اعلام كرده بود مرا شيخ طيّب قبل از ممات خود و گفته بود به‌درستى كه تو ادراك مىكنى مهدى را و ملاقات مىكنى او را ، پس همين ، همان است . به عينه پس مىآيد پيغمبر ( صلى الله عليه و سلم ) و با اوست شيخ عبد القادر جيلانى « 2 » . و مىآورد لباسى از بهشت از براى ما و از براى متابعت‌كنندگان ما و محقق مىسازد از براى ما « امر » را . و فرمان مىدهد ( صلى الله عليه و سلم ) عزراييل را از آن شب كه همراه بوده باش مهدى را [ و ] مفارقت مكن او را .
هامش
( 1 ) . عدنان( adnan )، جد اعلاى پيامبر مسلمانان و از نوادگان اسماعيل پسر ابراهام ( اوراهام ) پيامبر است . به هنگام ظهور اسلام ، ساكنان عربستان به دو دسته بزرگ تقسيم مىشدند : 1 . قحطانيان در جنوب 2 . عدنانيان در شمال . مورخان عرب ، عدنانيان را « مستعربه » مىنامند . مسكن اين اعراب در تهامه ، نجد و حجاز بود و تا مرزهاى شام و حدود عراق كشيده مىشد . ( 2 ) . محى الدين ( محيى الدين ) عبد القادر گيلانى ( جيلانى ) ، مكنى به ابو محمد ، عارف بزرگ كه در سال 471 ه . ق . / 1078 م . زاده شد و در سن 90 سالگى در سال 561 ه . ق . / 1166 م . دار فانى را وداع گفت . نسب خرقهء او با 5 واسطه به ابو بكر شبلى مىرسد . وى از بزرگان صوفيه و مشايخ طريقت و مؤسس مذهب قادريه است . از ابو زكرياى تبريزى علوم عربى را فراگرفت و پس از آموختن فقه و اصول به وعظ و تدريس پرداخت و شهرتى پيدا كرد . در زمان تحصيل از دسترنج خود ارتزاق مىكرد . فتاواى او موافق هر دو مذهب شافعى و حنبلى است . آثار او بىشمارند ، از جمله : 1 . بشائر الخيرات 2 . ديوان اشعار 3 . طريق الحق 4 . الفتح الربانى و الفيض الرحمانى 5 . فتوح الغيب 6 . ملفوضات قادريه 7 . ملفوضات گيلانى . ( فرهنگ فارسى معين ، 5 / 4629 - 4630 ) .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 340 | هارون وهومن