تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩

نامهء چهارم

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم حمد از براى خداى حكمران كريم است و درود بر آقاى ما محمد و آل او است ، با تسليم از محمد احمد پسر سيد عبد اللّه است به سوى حضرت اهالى و دوستان در راه خدا . به درستى كه امر در دست خدا است ، [ و ] نيست مانعى از براى آن‌چه عطاء كرده است و نيست عطاءكننده از براى آن‌چه منع كرده است . و به تحقيق در بعض ايام حاضر شد سيد وجود ( صلى الله عليه و سلم ) و با او بودند اعيان سادات و حاضر ساخت مرا در حضور ايشان و تكلم كرد ، پس گفت ( صلى الله عليه و سلم ) هركس تصديق نكند به مهدى بودن او ، پس به تحقيق كافر شده است به خدا و رسول او ، سه مرتبه . و گفتند بعض حاضرين [ كه ] اى آقاى من ، يا رسول اللّه ، مردمان از علماء انكار مىكنند اين‌را . و ترس‌شان از ترك « 1 » است . پس مىگويد ( صلى الله عليه و سلم ) قول من بىنياز مىكند شما را . اگر پيروى كنيد ، به كمتر فتنه به‌جا آورده مىشود حاجت شما در ترك . پس مىگويد آقاى من ، شيخ طيّب ، ما تصديق‌كنندگانيم به مهدى بودن او ، در هنگامىكه زاييده است او را مادرش ، شناخته‌اند آن را « اهل باطن » و « اهل حقيقت »
هامش
( 1 ) . منظور حكومت دست‌نشانده تركان عثمانى در مصر و سودان است .