نامهء سوم
از بندهء پروردگارش محمد احمد بن سيد عبد اللّه
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « 1 »
و بعد ، بنابر مقتضاى مكاتبه ، پس امر مطلوب است كشف آن بهدرستى كه خواندن من خلق را بر راست و درست كردن « سنت » و « طريقت » و « هجرت » در دين از چيزهايى است كه بر آن است طبيعتهاى زمانه .
و اين به سبب امر و فرمانى است از سيد وجود ( صلى الله عليه و سلم ) به اينكه من مهدى منتظرم .
از جهت اعلام فرمودن از سيد وجود ( صلى الله عليه و سلم ) چندين دفعه با هاتفهاى خدايى و علامتهايى كه خبر داده است مرا به آن سيد وجود ( صلى الله عليه و سلم ) .
پس هركه متابعت كند ، مىگردد از رستگاران [ و ] مقربان . و هركه معارضه كند ، يارى نمىكند خدا او را در دو دنيا و منع مىكند او را به قدرت خود ، آن قدرتى كه عاجز مىشود از معارضهء آن جميع عالمها .
و اما « موعظهها » و « پندها » ، پس آن ظاهر است ، پس هركه تصديق نكند ، به پشت سر مىاندازد آن را شمشيرها يا ضربت به پشتش مىرساند شمشير . و بايد معلوم شود اينكه آمده است مرا از حضرت نبوى و حضرت اقطاب .
هامش
( 1 ) . در اصل چنين است و ظاهرا كاتب يا مترجم اشتباه كرده است .