تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
به اندك وقتى « احمد محمد » جمعيتى به‌قدر 500 - 600 نفر جمعيت از دراويش و غير دراويش جمع‌آورى ساخت و در « سودان » شهرت به‌هم رساند كه حضرت مهدى - عليه السلام - ظهور نمود . « 1 » اشخاصى كه در اطاعت « احمد محمود » بودند ، اهالى « عبيد » « 2 » را روبه خود آوردند و « عبيد » را كه يكى از قصبه‌هاست ، محاصره نمودند . اين خبر به « مصر » رسيد كه در غربى « سودان » ، مهدى ظاهر شده و شهر « عبيد » را محاصره نموده ، حكومت « مصر » ، « رئوف « 3 » پاشا » را مأمور و « قردون پاشا » را احضار ساخت . « قردون پاشا » به « مصر » آمد و روانهء « لندن » شد . در اين مدت عزل و نصب « قردون پاشا » و « رئوف « 4 » پاشا » و رسيدن « رئوف « 5 » پاشا » به « خرطوم » ، « احمد محمد » عساكر موجوده كه در « عبيد » بود ، بعضى را قتل و غارت و بعضى را اسير و در اطاعت درآورده و « عبيد » را متصرف گرديد و اعلان شد كه ماليات بايد عشر داده شود و « كنيز » و « غلام » هم بايد بيع و شرى « 6 » شود . بعد از رسيدن « رؤف « 7 » پاشا » به « خرطوم » ، خواست به ملايمت و تأنى ، آتش اين فتنه را منطفى « 8 » سازد ، مقدار 150 نفر سواره و پياده ، روانهء « عبيد » نمود . بعد از رسيدن تبعه « مهدى » ، خواستند كه عساكر را در قيد اختيار خود درآورند ، [ اما ] از عهده نيامدند [ و ] چون شير گرسنه ، حمله آورده ، همه را طعمهء شمشير نمودند . اين خبر به « خرطوم » رسيد . بعد از 2 ماه ديگر ، مقدار 600 نفر سواره و پياده روانه نمودند . به‌قدر 400 نفر از اين 600 نفر در اطاعت « مهدى » آمدند و ما بقى [ نيز ] در زير شمشير مقتول شدند . خبر به « خرطوم » آمد .
هامش
( 1 ) . در سال 1881 م . محمد احمد كه خود را مهدى موعود مىدانست ، عليه استعمارگران انگليسى قيام كرد و قسمت‌هاى وسيعى از سودان را در اختيار گرفت و هواداران بسيارى در ميان عرب‌زبانان سودانى پيدا كرد و به مهدى سودانى معروف گرديد و با انگليسىها به مبارزه پرداخت . ( گيتاشناسى كشورها ، 279 ) . ( 2 ) . العبيد( AL Ubayyid )يا عبيد( EL Obeid )شهرى است در مركز سودان ، در فلات كوردوفان ، در جنوب غربى پايتخت ، كه توسط مصريان در 1821 م . پديد آمد و نبرد سربازان مسلمان محمد احمدى با سپاه مصر در سال 1883 م . در آن رخ دارد . جمعيت آن در 1993 م . 096 ، 228 نفر بوده است . ( 3 ) . در اصل : رؤف ( 4 ) . در اصل : رؤف ( 5 ) . در اصل : رؤف ( 6 ) . خريد و فروش . ( 7 ) . در اصل : رؤف ( 8 ) . منطفى( montafi )، خاموش ، فرونشانده .