12 ربيع الثانى 1318 [ ه . ق . ]
است . از ماه محرم تا الساعه ، سرگذشت و « روزنامه » ننوشتهام .
ماه « محرم » و « صفر » ، اوقات به استماع « روضه » و « سوگوارى » گذشت ؛ مگر شب چهاردهم محرم ، [ كه ] جناب « عنايت السلطنه » ، حضرت و الا « شاهزاده ظفر السلطنه حكمران » را با « اخوان الصفا » و جمعى از « اعيان » در « سنگستان » مهمان جناب « عنايت السلطنه » بودم .
اواخر « محرم » هم با « اخوان الصفا » ، براى وداع با « عنايت السلطنه » به « سنگستان » رفتيم .
جناب « عنايت السلطنه » را وداع كرده ، ايشان به « بروجرد » ، خدمت حضرت و الا « عين الدوله » ، فرمانفرماى « عربستان » و « لرستان » و « بروجرد » ، سر خدمت خود رفتند .
جناب « انتصار الملك » هم تازه از « بروجرد » و سفر « عربستان » ، با فوج منصور مراجعت نموده بودند ، خدمتشان مشرف شدم .
در اواخر « محرم » ، يك روز هم جناب اجل ، آقاى « بهاء الملك » ، حضرت و الا « شاهزاده حكمران » را با جمعى در « آبشينه » به صرف ناهار دعوت نمودند . « اخوان الصفا » هم موعود بودند . مهمانى خوبى دادند .
تا اواخر « صفر » ، ديگر مهمانى نبود .
در اوّل « ربيع الاول » ، سركار « ميرزا صادق خان معين الممالك » ، حضرت و الا « شاهزاده حكمران » را با « خوانين عظام » و « اخوان الصفا » در باغچه مرحوم « امين الرعايا » ، به ناهار دعوت نمودند .
واقعا تدارك خوبى تهيه كرده ، به مدعوين خويش گذشت .
در آن مهمانى ، به جناب اجل « ضياء الملك » و سركار « اميرزاده شيخ حسن ميرزا » ، در بازى شكست وارد آمد .
در ماه « ربيع الاول » ، فتح باب مهمانى شد .
نهم « ربيع الاول » ، جناب اجل ، آقاى « احتشام الدّوله » ، در « شورين » يك شبانهروز مهمانى كلانى دادند ، به ساير مهمانىها شكست داد . جناب اجل « ضياء الملك » در « آبشينه » و جناب « انتصار الملك » در « سنگستان » و جنابان « ذو الرياستين » و « شجاع السلطان » در باغ ذو الرياستين ، مهمانى دادند .
حضرت و الا « شاهزاده حكمران » و نواب اشرف و الا « مشكوة الملك » هم در « قلعه كهنه » ، يك شبانهروز مهمانى دادند .