بازديد نشد . عذر خواسته [ شد ] .
منزل يازدهم : نيكپى
چهار [ ساعت ] از شب رفته ، حركت كرده ، ساعت در دسته به قريه نيكپى رسيديم ، كه 5 فرسخ است . راه خوب بود .
اين اشعار در نيكپى ثبت [ شد ] :
لمؤلفه
اى دل منه هميشه به باطل قرار خود * يك چند نيز ياد كن از روزگار خود
كاينجا چه مىكنى و به غفلت چه مىروى * فرصت گذشت ، فكر نكردى به كار خود
گنجى ز عيب هست به ويرانهء دولت * بردار از دريچهء دل رنج مار خود
نفس تو مار باشد ، اگر او نمرده است * زو گريه كن هميشه بر احوال زار خود
حبّ على و آل على را به جان نظام * همواره در خفا و جلا كن شعار خود
با مردم زمانه عبث دوستى مكن * كس را در اين زمانه مدان غمگسار خود
مخلص به دوستدار « 1 » على شو قرار ده * در دوستى رضاى خدا را مدار خود
اين دوستى بت است ، مشو همچو بتپرست * غفلت مكن ز دوستى كردگار خود
تا در فضاى حشر كه محشور مىشوند * مردم به دوستان به سوى شرمسار خود
منزل دوازدهم : سرچم
شب پنجشنبه ، غرّه شوال [ 1301 ه . ق . ] كه عيد فطر بود ، از نيكپى به سرچم آمديم ، كه
هامش
( 1 ) . در اصل : دوستار