هفت فرسخ راه است و اغلب راه « بد » و « پرتگاه » بود . گفتند راه خوبى هم دارد كه معمول نيست .
ابراهيم خان و مشهدى نجف قلى اينجا ناخوش بودند . قدرى به آن جهت افسردگى دارم .
ان شاء اللّه زودتر اعادهء صحت مىشود . و ذلك على اللّه يسير .
منزل سيزدهم : ميانج
شب جمعه ، دويم شوال [ 1301 ه . ق . ] از سرچم حركت كرده ، راه بد بود . به قافلان كوه « 1 » كه رسيديم ، آقا مير عبد اللّه و مشهدى محمد ملازم و ريشسفيدان اوينلق « 2 » [ به ] استقبال آمدند .
نزديك ميانج نايب الحكومهء آنجا با بعض علما و كلانتر آنجا [ به ] استقبال آمدند .
چون منزل در اوينلق بود ، خواستم بگذرم . به ملاحظهء حضرات در باغ كلانتر پياده شده ، چاى حاضر كرده بودند .
جناب ميرزا يوسف پسر مرحوم اديب العلماء تدارك ناهار ديده بود . ناهار آوردند . بعد از صرف ناهار ، در همان باغ اندكى خواب كرد .
بعد از استراحت و بيدارى نماز خوانده ، بعض تلگرافها از تبريز رسيده بود ، جواب آنها را داده ، به بقعه مباركه امامزاده اسماعيل مشرف شد ، كه در آنطرفها آن بقعه خيلى محترم و از قديم « پناهگاه مظلومان » و « بست » بوده و مىباشد .
و نذورات آنجا را اهالى حول و حوش و وارد و صادر مكرر تجربه كردهاند . جناب جلالت مآب ميرزا اسد اللّه خان ناظم الدوله ، برادر با جان برابر ، نيز سابقا و لا حقا در برخى مطالب به آنجا نذر كرده ، همهء آن مطالب به زودى و خوبى انجام يافت .
لهذا ايوانى متّصل به « بقعه مباركه » ساخت ، كه به منزلهء رواق است ، تا هركس به زيارت بيايد ، آنجا نماز بخواند و عبادت نمايد . اصل بناى « بقعه » قدرى كم وسعت است .
از ميانج به قريه اوينلق - كه متعلق به خود اين فقير است - آمديم . راه كالسكهرو دارد [ و ] خوب است . از آنجا به قريه چنار و قراگل نيز سركشى كرده ، در چنار نيز امامزاده هست .
هامش
( 1 ) . در اصل : قفلانكوه
( 2 ) . امروزه به آن اوينليق يا آونليق گفته و در 13 كيلومترى شمال شهر ميانه قرار گرفته و از توابع شهرستان ميانه به شمار مىآيد و شاخهاى از رود « شهرى چاى » از كنار آن مىگذرد ، و جزئى از بخش كندوان محسوب مىگردد . تپه اوجى بيزقلعه آنكه به قرون 4 تا 10 هجرى قمرى تعلق دارد ، به شماره 11157 در 11 مهرماه 1383 ه . ش . در فهرست آثار ملى كشور ثبت شده است .