جانا ، بزن اين شيشهء دل را بر سنگ * چون دل بشكست ، او خدا خواهد جست
منزل ششم : لاسگرد
دوشنبه ، هفدهم ماه [ جمادى الثانى 1301 ه . ق . ] ، به عزم لاسجرد حركت شد . از دهنمك به لاسجرد 6 فرسخ است . در 8 ساعت آمديم . راه بد نبود . كمى گردنه و سنگلاخ داشت .
با حاجى رضا بيك از اعيان تبريز كه با ما همسفر [ بود ] و او در زمستان از تهران پيشتر از ما عازم خراسان گرديد ، به زيارت مشرف شده ، مراجعت مىكرد ، در آن منزل ملاقات شد .
از ملاقات او به صحّت و سلامت خيلى خوشوقت و متشكر شدم و از تأخير افتادن حركت خود متأثر . جزئى نقاهتى داشت . تربتى دادم ، به حمد اللّه افاقه حاصل كرد .
در لاسجرد براى منزل كاروانسراى شاه عباسى « 1 » خوب است و در اغلب منازل چاپارخان [ ه ] ها بهتر است . ما در خانهء رعيتى ، پهلوى چاپارخانه منزل كرديم . جاى راحتى بود .
در لاسگرد انار خوب و خربزهء خوب به هم مىرسد .
و اين غزل در آنجا به نظر آمد :
لمؤلّفه
بهار عمر تو امسال همچو پار گذشت * رسيد نوبت پيرى و روزگار گذشت
بسى نماند ز عمرت بسيج راه نديدى * هزار حيف كه خُفتى تو ، وقت كار گذشت
دلى كه خانه شاهانه بود گشت خراب * ز واردات مخالف ذليل و خوار گذشت
ز عمر هيچ نكردم حساب ، هرچه درآمد * مگر همان دو سه روزى كه كوى يار گذشت
هامش
( 1 ) . اين اثر تاريخى دوره صفوى به شماره 649 در تاريخ 23 فروردين 1345 ه . ش . ( 5 ماه و 5 روز قبل از تولد من ) در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است .