« بلى . نظام العلما اينقدر عقل و هوش دارد كه وضع امورات سال آينده را اگر كسى حالا از او جويا شود ، مىتوانم عرض كنم كه او با عقل و حدس صائب خود مىتواند جوابى بدهد كه غالبا مطابق واقع ظاهر شود . »
با اين مكالمات ، چون مدّت اقامت حضور طول « 1 » كشيد ، براى اينكه گستاخى به نظر نيايد ، مراقب و منتظر بودم كه فرمايشات تمام شود ، مرخّص شوم ، ولى به جهت تكلّمات و فرمايشات حضورى جسارت نمىكردم حركت كنم .
همينكه فى الجمله سكوتى به نظر آمد ، بلافاصله برخاستم « 2 » [ تا ] مرخص شوم ، فرمودند :
« زمستان ، خراسان و عرض راه آنجا سخت سرد مىشود . شما خوب است اينجا بمانيد تا بعد از عيد ، اوايل بهار برويد . »
عرض تشكر كرده ، مرخّص شدم .
چند روز ديگر گذشت . ملا فرج الله اعمى شيخ الحرم آمده ، از جانب همايونى « 3 » از حضرت و الا امير كبير نايب السلطنه نيز مخصوصا از شما جويا بودند و فرمايش فرموده : « مادام توقف شما در دار الخلافه ، مراقبت كامله در آسايش شما بشود . »
اعطاى شكار مرحمتى
اعلى حضرت همايونى روزى به دوشان تپه تشريففرما شده بودند . شكارى محض مرحمت براى دعاگو فرستاده و فرمايش رفته بود كه اين شكار را به دست خود زدهام .
ابلاغى هم با شكار مشتمل به مراحم ملوكانه تحريرا آوردند كه يكى از عملهء خلوت مهر كرده بود ، جواب تشكرى عرض شد . به نظر مبارك رسيده ، پسند طبع همايونى شده بود .
حالت خود را با اين شهريار حقگذار [ به ] نوعى ديدم كه در تعقيب صلوات و اوقات مخصوصهء شب يا روز ، خاصّه در وقت تشريف [ به ] بقعهء متبركهء حضرت عبد العظيم « 4 » ( عليه السلام ) دعاى اين شاهنشاه جمجاه بىاختيار به خاطرم مىرسيد و به صدق ارادت دعاگو بودم ، چنانكه حالا نيز دعاگوى بىريب و ريا هستم .
هامش
( 1 ) . در اصل : طولى
( 2 ) . در اصل : برخواستم
( 3 ) . در اصل : هميونى
( 4 ) . اين بناى تاريخى مربوط به مغول ، صفويه و قاجاريه ، به شماره 406 در 11 بهمن 1334 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است .