تمجيد فرمودند .
بعد خطاب به جناب امام جمعه ، آهسته ، بعض تمجيدات [ را ] باز از اين فقير فرمودند ، كه جناب معظم به من نقل و حكايت فرمودند ، كه نگارش آنها را از خود خوب ندانستم ، مبادا حمل به خودستائى شود .
و بعض فرمايشات سابق را براى اين نوشتم كه « اولاد » و « احفاد » و ساير دوستان من از مراسم حقوق اين پادشاه - ظل اللّه - و فقيرنوازى ايشان بىخبر نباشند ؛ چنانچه به همين ملاحظه به « اولاد » و « احفاد » وصيّت مىكنم در حفظ دستخطهاى مرحمتى ايشان ، تا هميشه در اين سلسله و خانواده ، نسلا بعد نسل باقى باشد و همهء آنها - على قدر مراتبهم - حقوق صداقت و دولتخواهى را در مواقع خود بر حسب تكليف مرعى دارند .
و بدان جهت صورت بعض دستخطهاى مباركه را نيز كه يادگار نيكوست ، در همين سفرنامه ثبت مىكنم و ميان خود و خدايم اين شاهنشاه - خلد اللّه ملكه و سلطانه - را هميشه حامى عدالت و خوشنيّت فهميده و مرّوج دين و شريعت و ماحى « 1 » « ظلم » و « بدعت » بهجا آوردهام .
و كفى باللّه شهيدا كه اينها را من باب تملّق و رسم زمانه نمىنويسم ؛ و معلوم نيست [ كه ] از عمر من آنقدرها باقى مانده باشد .
آنها كه بلديّت دارند ، مىدانند هرگز پاره [ اى ] خيالات و حالات مردم روزگار را هم ندارم و بعون اللّه نوعى استغناى طبعى در همهء احوال داشتهام و خداوند نيز تا اين دقيقه مرا كافى بوده ، كه از ذلّ طمع و رذالت « 2 » اظهار حاجت به مخلوق حفظ كرده [ است ] .
و هو حسبى و نعم الوكيل .
هامش
1252 ه . ق . به ترتيب به حكومت خوزستان و لرستان منصوب شد . در سالهاى 1252 و 1255 ه . ق . در غياب محمد شاه « نايب السلطنه » بود . در سال 1257 ه . ق . حكمران فارس شد و در سال 1290 ه . ق . كه ناصر الدين شاه عازم فرنگ بود ، او را به نيابت سلطنت در تهران گذاشت . سرانجام در سال 1305 ه . ق . در سن 72 سالگى درگذشت . قبر او در بغداد در مكانى معروف به باب فرهادى در محله الكاظميه مىباشد .
آثار وى عبارتند از : 1 . هداية السبيل ( سفرنامه مكه ) 2 . نصابى به انگليسى 3 . كنز الحساب 4 . جامجم ( در جغرافى ) 5 . زنبيل 6 . فلك السعاده ( در نجوم ) 7 . قمقام زخار . ( فرهنگ فارسى معين ، 6 / 5207 )
( 1 ) . محوكننده ، نابودكننده .
( 2 ) . در اصل : رزالت