نيم فرسخى رفته ، به عمارت عالى معتبرى رسيديم . گماشتگان آنجا هم ما را به محلى ديگر فرستادند .
بعد از معطلى زياد ، شمشيرى آوردند كه از من نبود .
معلوم شد كه در گمركخانهء اول مانده ، يك نفر انگليسى همراه آمد و گرفت و با وجود آورد ، در كشتى سپرد به دست معلم ، كه هنگام پياده شدن من از « جهاز » بدهد .
چون 35 سال قبل ، اهل هندوستان بر انگليسىها شوريدند و كردند آنچه كردند ، چنانكه سرگذشت غمانگيز : « مسترس هورتستت » نام خانم انگليسى شاهد بر اين مطلب است .
پس از آنكه دوباره عيسويان غالب شدند ، ديگر طريقهء « حزم » و « احتياط » را از دست نمىدهند [ و ] آلات حربيهء آنها و مسافرين را ضبط كرده و مىكنند .
در وقت رفتن به گمرك ، از پهلوى « ماركت » كه بازار ميوهفروشى است و خالى از تماشا نيست ، گذشتيم .
آنجا دخترى گبر [ را ] در كالسكه ديدم ، كه رويش روشنتر از آتش زردشت بود و لبش جانبخشتر از آب خضر .
هنگامى كه به بمبئى مىرفتم ، در همين كشتى اندر باركر نشسته بودم .
اوّل ماه رجب [ 1309 ه . ق . ] وارد شدم . حال نيز غره شهر رمضان [ 1309 ه . ق . ] است كه خارج مىشوم .
مىروم از سر حسرت به قفا مىنگرم .
زايد الوصف اين دو ماه خوش گذشت و از هرجهت « آسوده » و « فارغ » بودم .
جناب ميرزا على نقى خان ، جنرال قونسول « 1 » ، كه مدت مديدى در پترزبورغ « 2 » و تفليس « 3 »
هامش
( 1 ) . ژنرال قنسول ، سركنسول ، كارپرداز اول .
( 2 ) . در اصل : پطربورغ ؛ شهر سن پترسبورگ / پطر زبورگ / فطر بورغ / پتر زبورگ بهمعناى شهر پترس مقدس( saint petersbourg )كه مدتى نيز پتروگراد ( شهر پتر كبير ) ناميده شد و از سال 1924 تا 1990 م . لنين گراد( Lenin grad )نام گرفت ، در ساحل درياى بالتيك و مصب رود نوا( Nava )قرار گرفته و در سال 1703 م .
به دستور « پتر كبير » ساخته شد و تا سال 1918 م . پايتخت روسيه بود . اين شهر ميدان سه انقلاب بزرگ روسيه بود . در زبان روسى به آنsankt peterburgمىگويند و در سال 2002 م . 400 ، 669 ، 4 نفر جمعيت داشته است .
( 3 ) . تفليس( Tiflis )كه در اصلTbilisiنام دارد ، پايتخت جمهورى گرجستان مىباشد ، كه در كنار رود كورا( Kura )واقع شده و گفته مىشد از هزاره چهارم قبل از ميلاد مسكون بوده است . در سال 2002 م .