تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مشرّف شوند . كثرت طغيان آب ما را هم با همهء اشتياق از زيارت سلمان و رفتن به مداين عايق « 1 » آمد و از اين جهت كمال افسوس را دارم . خداوند دفعهء ديگر چنين سفرى نصيب كند و اين آرزو در دل نماند . و از قرارى كه گفتند هنوز آثار انوشيروان نمايان و طاق و بارگاه آن در مداين باقى است ، با همان بنيان . ظهير فاريابى « 2 »
جزاى حسن عمل بين كه روزگار هنوز * خراب مى نكند بارگاه كسرى را
به‌هرحال ، هميشه از تصوّر اين زيارت‌ها و سياحت‌ها در دل وجدى و حظّى دارم و مىگويم :
قسمتم كاش بدان سوى كشد ديگربار * كه از آن مرحله من دل‌نگران بستم بار
در عرض راه و تشرف [ به ] اماكن مقدسه ، به اقتضاى « وقت » و « حال » ، بعض اشعار به خاطر فاتر رسيده ؛ برخى از آنها به جهت يادگارى سمت تحرير يافت : لكاتب الاحرف
روزىكه نسيم رحمت دوست وزيد * جانى به تن ضعيفم از غيب رسيد با ناله و شوق بس سحرها كردم * تا دست اميد من به مقصود رسيد
و له ايضا
روزىكه به شوق آستان‌بوسى تو * آزاد شدم براى محبوسى تو زنجير تو جمله رشته‌ها را بگسست * انس همه قطع كرده مأنوسى تو
و له
تا چند گرفتار علايق باشيم * دور از حق و نزديك خلايق باشيم
هامش
( 1 ) . مانع . ( 2 ) . طاهر بن محمد ملقب به ظهير الدين و مكنى به ابو الفضل و مشهور به ظهير فاريابى ، شاعر معروف ايرانى كه اصل او از « فارياب » است . در جوانى به تحصيل علوم و شعر و ادب پرداخت و ادبيات عرب ، حكمت و نجوم را فراگرفته و به خراسان و مازندران و آذربايجان سفر كرد و از مداحان آل باوند و اتابكان آذربايجان بوده است . ديوان اشعار او بارها چاپ شده است . سرانجام در سال 598 ه . ق . در تبريز دار فانى را وداع گفت .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 338 | هارون وهومن