[ بيت ]
نه مطرب كه آواز سمّ ستور * سماع است اگر ذوق دارى و شور
مگس پيش شوريده پر نزد * كه او چون مگس دست بر سر زد
بقيّه .
[ آرامگاه طفلان مسلم ]
مقبرهء طفلان مسلم نزديك مصيّب « 1 » بود كه محمد و ابراهيم باشد . بين راه آنها را نيز زيارت كرديم . حالت مظلومى ايشان خيلى اثر داشت . لعنة الله على ظالمهيما و قاتليهما .
[ كربلا ]
از مصيّب به كربلاى معلّا آمديم .
در عرض راه ، بالاى تپه [ اى ] كه آنجا را تپهء سلام مىگويند ، گلدست [ ه ] ها و گنبد ضريح مبارك نمايان بود . آنجا پياده شده ، زيارت كرده ، نماز خوانديم .
در تشرف به « روضهء مطهره » از در حبيب به رواق مطهر داخل شده ، اولا جناب حبيب بن مظاهر را زيارت كرده ، او را وسيله شفيع نموده ، دعاى اذن در درب حرم مبارك خوانده ، با رقّت تمام شرف آستانبوسى كرديم .
شوق و اخلاص و محبت ، نوعى به هيجان آمد كه همهء حاجات و مطالب را [ در ] آنجا فراموش كردم .
اول به پايين پاى حضرت كه قبر مطهر جناب على اكبر ( عليه السلام ) بود ، افتاده ، با رقّت تمام زيارت كرد . بعد زيارت حضرت و ساير شهدا را نموده ، بالاى سر آن حضرت در اول مرتبه دعايى كه كردم اين بود . مادام در آن صفحات توقف دارم ، همهوقت با حضور قلب باشم .
به حمد اللّه اين دعا مستجاب گرديد [ و ] هروقت كه به صحن مقدس و رواق مطهر و حرم مبارك وارد مىشدم ، دنيا و مافيها فراموشم مىشد . يك حالت مخصوصى طلوع مىكرد ، كه تقريرى نيست .
هامش
( 1 ) . مركز شهرستان مسيب( Al - Musaib )، در محافظه بابل جمهورى فدرال عراق ، كه در برخى منابع عصر قاجار مصيب هم نوشته مىشود . در 70 كيلومترى حله واقع شده و در سال 1987 م . 074 ، 40 نفر جمعيت داشته است . گويند از جمع « سيوب » ( مجراى آب ) يا فردى به نام مسيب بن نجبه فزارى يا از « مصيبت » گرفت هشده و شهر سلوكى اسكندريه در آن قرار دارد . مرقد طفلان مسلم بن عقيل نيز در آن واقع شده است .