جناب رسول - صلى الله عليه و إله - و موالى عظام [ در ] آنجا [ به ] خاطرم افتاد .
حالتى روى داد كه لذتى داشت . بعد از فاتحه و سلام ، سوار شده ، آمديم .
[ بغداد ]
و از يعقوبيه به عزم كاظمين ( عليهما السلام ) حركت كرديم .
اگرچه راه دور و مسافت زياد بود ، ولى از كثرت شوق كسالتى روى نداد . بين راه ، بعضى در « كاروانسرا » منزل كردند ، ما عبور كرديم .
به بغداد رسيده ، در منزل معتمد الخاقان ميرزا اسحاق خان كارپرداز ، كه از نجباى آذربايجان و مرد با اطلاع و نكتهدانى است و آنوقتها [ در ] آنجا به سمت كارپردازى اول مأمور و مقيم بود ، پياده شده ، استراحتى كرده ، با كالسكهء راهآهنى ، قبل از غروب به كاظمين ( عليهما السلام ) رسيده ، به حمام رفته ، بعد از غسل به روضهء مباركهء كاظمين ( عليهما السلام ) مشرّف شديم .
حالتى روى داد كه ما فوق تصورات بود .
عطار « 1 »
چون دل به سراپردهء اسرار رسيد * فانى گردد ز خويش و بر يار رسد
حقّا كه شگرف اوستادى بايد * تا بو كه به شاگردى اين كار رسد
چندروزى با زوّار « عرب » و « عجم » در آن خاك پاك اقامت افتاد ، از هر جهت بسيار خوش گذشت . رفيقى داشتم نكتهدان و هوشيار و عابد و پرهيزگار . در آن مكان عرشنشان ، اين فرد را به بديهه خواند :
اتيتك يا موسى بن جعفر زائرا * مقرا على ما قد جمعت من الذنب
بلافاصله اين بيت نيز مناسب حال به نحو ارتجال به خاطر فاتر « 2 » رسيده ، به او خواندم :
و اعرضت عن ذكر العيال و فكرهم * و اخرجت حبّا غير حبك عن قلبى
اين سالى بود كه قبل بر آن ، اعلى حضرت اقدس ، شهريار كامكار ، شاهنشاه
هامش
( 1 ) . فريد الدين ابو حامد عطار نيشابورى ، شاعر و عارف سنى مذهب معروف ايرانى در قرن ششم و آغاز قرن هفتم ( 540 - 618 ه . ق . ) ، كه در نيشابور خراسان رضوىزاده شد و در همان شهر در يورش مغول به قتل رسيد . آثار مهم وى عبارتند از : 1 . تذكرة الاولياء 2 . ديوان اشعار 3 . منطق الطير 4 . اسرارنامه 5 . الهىنامه 6 . مصيبتنامه 7 . خسرونامه . آرامگاه او در نيشابور در آرامگاه بسيار زيباى معروف به « مقبره عطار » قرار داشته و كلام وى را در « تازيانه سلوك » مىخوانند .
( 2 ) . فاتر( fater )، سست ، زبون . خاطر فاتر ، يعنى هوش كند و كم ادراك .