در آنجا منزل نموديم .
از آنجا حركت نموده ، وارد به سبزوار شديم . ديديم جايى نيست برويم منزل كنيم ، چون تمام خلق فرار نمودهاند . كاروانسرايى بود . در آنجا شب [ را ] منزل نموديم .
فردايش ، به حمام رفتيم .
در حمام كسى نبود . از يك نفر كه آنجا بود ، پرسيديم :
« حاكم كجا است ؟ »
گفتند :
« باغى هست [ در ] بيرون شهر ، [ كه ] مال شريعتمدار است . حاكم در آنجا است . »
رفتيم منزل حاكم . قدرى « داراشكنه « 8 » » و « كاتكبود « 9 » » آب كرده ، به سر ما ريختند . تمام لباسهاى ما تر شد .
نشسته ، با جناب مؤتمن الملك ، مشغول دعاگويى دولت ابد مدت شديم . بعد ، نهار آوردند و نهار صرف شد .
فرمودند :
« شب را در اينجا باشيد . »
تا دو شب مهماندارى كردند ما را .
از آنجا حركت نموده ، روانهء منزل شديم .
از بازار آمديم . ديديم بالتمام بازار بسته است ، كه كسى پيدا نمىشود . آمديم به منزل .
بعد ، خواستيم حركت بكنيم . آدمى داشتيم . مبالغى از اسبابهاى ما [ را ] برداشته ، حركت نموده ، بعد معطل شديم كه بلكه « حكومت » به ما بدهد ، ندادند .
حركت نموده ، آمديم از براى سوتخر « 10 » .
هامش
( 8 ) . داراشكنه( dar - eshkanah )، مرگ موش ؛ زرنيخ سفيد ، اكسيد سفيد ارسنيك .
( 9 ) . سولفات مس . از اين ماده در شاهرود و بعض نقاط خراسان و آذربايجان يافت شود . ( جغرافياى اقتصادى كيهان ، 44 ) .
( 10 ) . امروزه به آن صدخرو( Sadxarv )مىگويند و مركز دهستان « كاه » بخش « داورزن » شهرستان « سبزوار »