بعد از آن ، رفتيم [ و ] گفتيم :
« قورخانه « 1 » كدام است ؟ »
قورخانه ، يكجايى را سراغ دادند . طور بدى روى هم با سنگ چيده بودند .
گفتند كه : « قورخانه ، اين تو است . »
در او را داديم ، شكافتند .
ديديم 8 جعبه قورخانه ، توى آن هست . يكى را باز كردم . ديدم « چارپاره « 2 » » است . باروتش را درآورديم . ديديم باروتش خاك شده است .
گفتيم : « چند وقت است [ كه ] در اينجا هست ؟ »
گفتند : « 12 سال است . »
قورخانهچى مىگفت :
« مكان آنها خوب نيست و آن كيسه باروت نزد صاحبديوان است . »
و توپچىها ، مشك آب نداشتند [ و ] به آنها سخت مىگذشت . به صاحبديوان عرض كردم ، فرمودند [ تا ] مشك آب به آنها دادند .
بعد ، پايين آمديم . 1000 قدمى پايينتر رفتيم . يك كوه سخت ديديم .
مىگفتند [ در ] كمر اين كوه موميايى هست ، امّا رفتن به مكان موميايى ، از بس سخت بود ، امكان نداشت . اگر كمند هم مىانداختند ، نمىشد به روى . قدرى گلوله انداختيم با صادق خان . چيزى پايين نيامد ، مراجعت كرديم .
آمديم به ده نفته . شب را در آنجا مانديم .
فردا صبح ، رفتيم به دربند . چوببست از سر يك كوه خيلى بلندى رد شديم . در آنجا دوربين انداختيم . دو شاخ روسها و راهآهنشان پيدا بود . دربند كشته « 3 » هم از دور پيدا [ بود ] .
خواستيم برويم به دربند چوببست « 4 » . روانه شديم . به ورود [ به ] دربند چوببست ،
هامش
( 1 ) . زرادخانه ، اسلحهخانه .
( 2 ) . نوعى گلوله است كه در شكار با تفنگ به كار مىرود و معمولا شكارهاى سنگين را با آن مىزنند .
( فرهنگ فارسى معين ، 1 / 953 ) .
( 3 ) . احتمالا دربند يا دروازه گشتانه است در جبهه شرقى دژ كلات عصر افشارى ، كه به تاريخ 23 فروردين 1346 ه . ش . به شماره 668 در فهرست آثار ملى كشور ثبت شده است .
( 4 ) . دربند يا دروازه چوببست مربوط به دوره نادر شاه افشار ، كه به شماره 667 در تاريخ 23 فروردين 1346 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت گرديده است .