كه در زمان سلطنت متمادى اين پادشاه يهود ، حكماى طبيعى متعدّد ، از مصر و يونان و تركستان و ايران و هندوستان در دربار او جمع آمده ، كتب زياد در حكمت طبيعى و خواص ادويه تأليف نموده ، به اسم او شهرت دادند .
رفتهرفته مشهور شد كه سليمان از هر حيوانى و نباتى خواص و امزجهء آنها را سئوال مىكند و آنها به زبان بىزبانى جواب و شرح مىدهند و امّا ما در حقّ حضرت سليمان - عليه السّلام - همان گوييم و دانيم كه قرآن مجيد و رسول كريم - صلى الله عليه و آله - بدان ناطق است . انتهى .
در منقورات دامنهء كوه سربال ، چنانكه ذكر شد ، بعضى تصاوير مشاهده مىشود و در زير هر صورتى ، به خطوط قديمه خاصه خطّ نبطى ، اسم صاحب تصوير نوشته شده و خادم بال ( بعل ) ضميمه اسم است و « بعل » بتى بوده كه او را مظهر آفتاب مىدانستهاند و اعراب نبطى او را پرستش مىكرده [ اند ] .
و اعتقاد دكتر توش اين است كه در اين وادى مخطّب يك نوع جمعه بازارى يا عكاظى تقريبا شبيه به « اكسپوزيسيون » ، اعراب داشتهاند .
مترجم گويد :
در اغلب نقاط عربستان ، بازار موقتى و عكاظ داير [ بوده ] و رسم و معمول و اصل معنى عكاظ را شرح داديم و اجمالى از عكاظ نزديك مكه [ را ] بيان نموديم و استكمال مطلب را گوييم :
در دو فصل از سال ، كه بهار و پاييز باشد ، در اوان جاهليت ، اعراب در عكاظ مكه جمع مىشدند و تجارتى كه بنى هاشم و قريش مىكردند ، غالبا در همين عكاظ بود و سوره مباركه « لايلاف قريش » بدان اشاره مىنمايد .
از قرار مسطورات مورّخين ، در عكاظ مكه ، در اوايل بهار ، امتعهء روم و قسطنطنيه و يونان و ساير اقطار فرنگ و حبشه و مصر و ساير امكنهء افريقيه را حاضر مىكردند و داد و ستد مىنمودند ؛ و در پاييز ، كاروان شام ، امتعهء تركستان و ايران و چين و هند و ساير ممالك آسيا را به مكه نقل مىكرد ؛ و در اين عكاظ ، مبادلهء مال التجاره بيشتر مىشد ، تا معادلهء نقدى . انتهى .
در منقورات كوه سربال بعضى شوخىها هم شده ، على الخصوص يونانىها به مزاح پرداخته ، چنانچه كشيشى عيسوى هيوب نام در اينجا اسم خود را به خطّ يونانى نوشته [ و ] سربازى يونانى در زير آن اسم نوشته است : منكه سرباز يونانى هستم ، به
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: هارون وهومن
ص١٥٠